تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
سودان و غير آن رواج دارد . بعضى نيز گفته‌اند كه اين رسمى اشرافى بود ، و مردان اشراف صورت خود نمىگشادند . اما بىحجاب بودن زن بدان سبب بود كه معلوم شود در قدر و منزلت از مردان فروترند . « 1 » اما حملهء ابن تومرت بر مرابطين بدين سبب كه ايشان باعث رواج منكرات شدند درخور دفاع نيست . بيش از اين گفتيم كه مراكش پايتخت مرابطين و ديگر شهرهاى بزرگ مغرب ، در ايام مرابطين از مظاهر بىبند و بارى و فساد بود . از جمله رواج باده‌گسارى همراه با ساز و ضرب و به‌طور آشكار در بازارها و نيز اعمال ديگرى كه با دين منافات داشت . المراكشى نيز بدان اشارت دارد كه « على بن يوسف ، مردى صالح بود ولى ناتوان . در اواخر ايام او منكرات بسيار رواج پيدا كرد . زنان بر مردان مسلط شدند و زمام كارها را به دست گرفتند . هر شرير و بدكارى خود را به يكى از زنان مىبست و در پناه او هرچه مىخواست مىكرد » . « 2 » اما درخور ذكر است كه امثال اين منكرات ، طولى نكشيد كه در دولت موحدين پس از مردن ابن تومرت از نو پديدار گرديد . از جمله آنكه نخستين خلفاى موحدين عبد المؤمن ، از گرفتن بيعت براى ولايت‌عهدى پسر بزرگ خود محمد ابا كرد زيرا محمد دائم الخمر بود و نيز عيبهاى ديگرى كه به او نسبت مىدادند . پيش از اين به سخنان ابن تومرت در توحيد و دلايل او بر وجود بارى سبحانه اشارت كرديم . توجه به اين نكته لازم است كه ابن تومرت عبارت « توحيد » و معنى آن را در آنچه به ذات و صفات خدا تعلق مىيابد ، از معتزله گرفته است . شهرستانى مىگويد : « معتزله اتفاق دارند بر آنكه آفريدگار را در آن سراى به چشم سر نتوان ديد و نفى تشبيه كرده‌اند از حق تعالى از هرچيزى كه در تصور گنجد از هر جهت كه تواند بود ، هم از روى جهت‌ها ، هم از روى مكان و هم از روى زمان ، هم از طريق صورت و هم از حيث جسم بودن و تحيز و انتقال و تغيير يافتن و اثر پذيرفتن و ساير جهت‌ها كه عقل عقلا آن را تعقل تواند كرد و سبب تشبيه تواند
هامش
( 1 ) . السلاوى ، الاستقصاء لاخبار دول المغرب الاقصى ، ج 1 / ص 98 و 99 . ( 2 ) . المراكشى ، المعجب ، ص 131 .