تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
پر از جور شده بود . فرمانروايى او تا آنگاه كه قيامت فرا رسد بر دوام است » . « 1 »

4

ابن تومرت در همان حال كه سخن از مهدى منتظر مىگويد و از اين انديشه و عقيده براى استحكام مبادى دينى و سياسى دعوتش سود مىجويد . از حمله برضد مرابطين كه آهنگ برافكندن دولت ايشان را دارد غافل نيست . ازاين‌رو در كتاب خود فصلى را براى فرو كوبيدن آنها قرار مىدهد . منتهى اين حمله خود را به نوعى قداست مىآرايد و با مبادى دينى استحكام مىبخشد و از آنان به صورت مبطلين و ملثمين و مجسمين ياد مىكند . ابن تومرت علامات آخر الزمان را بر آنان منطبق مىسازد ، آنجا كه مىگويد : « همهء علاماتشان آشكار است . بعضى پيش از آنكه از كادم آيند آشكار بود و بعضى پس از به دست آوردن دولت ظاهر گرديد . برخى از آن علامات در افعال و احوالشان آشكار است . آن علامات كه پيش از آمدنشان در آنها ظاهر بود پنج چيز است : يكى آنكه برهنه پاى بودند . دوم آنكه عريان بودند . سه ديگر آنكه چادرنشين بودند . چهارم گوسفندان و ديگر بهايم را مىچرانيدند . پنجم آنكه به احكام و اوامر خدا جاهل بودند . اما آن علامات كه پس از گرفتن بلاد در ايشان ظهور داشت هفت چيز است : يكى آنكه در دوره آخر الزمان بودند . دوم آنكه پادشاه شدند ، سه ديگر آنكه به برآوردن بناها دست گشودند ، چهارم آنكه از كنيزان صاحب فرزند شدند و كنيزان بسيار خريدند . پنجم آنكه گوشهايشان كر است . ششم آنكه زبان - هايشان لال است . يعنى به سخن حق گوش فرا نمىدهند و سخن حق بر زبان نمىآورند و مردم را به نيكى و حق فرمان نمىدهند . اينها همه به جهل و عدول از حق باز مىگردد . هفتم آنكه اهل امانت در قيام به امر خدا نيستند . و اما آن علامات كه در احوال و افعالشان ظاهر است هشت چيز است : اول آنكه در دست خود تازيانه‌اى
هامش
( 1 ) . همانجا ، ص 257 .