به آن دعوت پيوسته است دربردارد . او در فصلى خاص از نماز و فضيلت آن سخن مىگويد . در اينجا به بحث از طهارت مىپردازد . آنگاه در راه و روش مردم بحث مىكند كه چسان تازيانههايى چون دم گاو به دست مىگيرند و زنان در عين پوشيدگى برهنهاند و سرشان چون كوهان شتر است و اين امور را از نشانههاى ملثمين و مجسمين ( يعنى مرابطين ) به حساب مىآورد . سپس از تبديل و تغييرى كه بعد از رسول خدا حاصل شد گفتگو مىكند و در اين فصل به ذكر مهدى مىپردازد و از احاديثى كه دربارهء او روايت شده و دلالت دارد كه مهدى از اهل بيت است و نام او همانند نام پيامبر است و او زمين را پر از عدل و داد مىكند پس از آنكه پر از ظلم و جور شده باشد و مهدى از عترت رسول اللّه و از فرزندان فاطمه ( ع ) است . « 1 » و نيز از خروج دجال و هزيمت دجال مىگويد . « 2 » آنگاه دو باب ديگر مىافزايد كه البته اين دو باب را عنوانى نيست همه دربارهء احاديثى است راجع به بهشت و دوزخ . « 3 »
آنگاه ابن تومرت از غلو سخن مىگويد و مردم را از آن بر حذر مىدارد و آن را خيانت مىشمارد و در اين باب احاديثى از پيامبر نقل مىكند . ابن تومرت كتاب خود را طى فصل طويلى در تحريم خمر به پايان مىبرد . در آغاز دعوتش ديديم كه چگونه با خمر به مبارزه برخاست . هرجا خمى ديد بريخت و هرجا ساغرى يافت بشكست . ابن تومرت مىگويد كه خمر برطبق كتاب و سنت و اجماع صحابه حرام است . و گفتهء خويش با آيات و احاديث ثابت مىكند و انواع خمر در دورهء اسلامى برمىشمارد و بر همه مهر حرمت مىزند . خواه از انگور به دست آمده باشد يا خرما يا عسل يا جو بنابر رأى او همه حرامند چه اندك آن و چه بسيار آن .
واجب است ريختن و شكستن ظرفهاى آن . ابن تومرت در اينجا نيز آيات و احاديث بسيار نقل مىكند . « 4 »
در آخر كتاب پس از باب حرمت خمر كتابى است ، تحت عنوان : « كتاب - الجهاد » .
هامش
( 1 ) . همانجا ، ص 305 و 306 .
( 2 ) . همانجا ، ص 309 .
( 3 ) . همانجا ، ص 313 و 346 .
( 4 ) . همانجا ، ص 312 و 376 .