3
عقيده به مهدى منتظر در اسلام سابقهاى دراز دارد و بعضى آن را تا زمان پيامبر ( ص ) فرامىبرند . احاديثى وجود دارد كه به وجود مهدى صراحت دارد . اين احاديث از جماعتى از اكابر صحابه روايت شده . اعتقاد به ظهور مهدى بخصوص از عقايد شيعه است و از جمله احاديثى كه به آن تمسك مىجويند ، يكى اين حديث است كه « در آخر الزمان مردى از اهل بيت ظهور مىكند و اين دين را يارى نمايد و عدالت آشكار سازد . مسلمانان از او پيروى كنند و مجد دولت اسلامى تازه گرداند .
اين شخص همان مهدى است » يا آنكه « مهدى در آخر الزمان ظهور مىكند و دنيا را كه پر از ظلم و جور شده پر از عدل و داد مىنمايد » . قيام دولت فاطميان شيعه در افريقيه و سپس در اوايل قرن چهارم هجرى بر پايهء اين اعتقاد به وجود آمد . محمد بن تومرت نيز با آنكه از تشيع به دور بود كوشيد كه خود را به كسوت مهدى بيارايد .
ازاينرو مىبينيم پس از بيان اهميت امامت به عنوان ركن اصلى اسلام با قوت و هيجان و حماسهء بسيار موضوع مهدويت را مطرح مىنمايد .
ابن تومرت سخن خود را به بيان احوال دورهء بعد از رسول اكرم و خلفاى چهارگانه آغاز مىكند و به شرح تفرقه و فتنههايى كه پس از پايان آن دوره بر جهان اسلامى سايه افكند ، مىكشاند و از آن چنين تعبير مىكند : « اين دوره ، دورهاى است كه علما مىروند و جهال ظاهر مىشوند ، صالحان مىروند و طالحان باقى مىمانند ، امينان مىروند و خائنان جاى ايشان مىگيرند ، پيشوايان رخ در نقاب خاك مىكشند و بدعتگذاران ظهور مىكنند ، راستگويان مىميرند و دروغگويان آشكار مىگردند ، اهل حقايق مىروند و اهل تبديل و تغيير و تلبيس و تدليس دست به كارها مىزنند تا امور ديگرگون و حقايق منقلب و احكام تعطيل و علوم فاسد و اعمال مهمل مىشود و سنن مىميرد . و حق رخت برمىبندد و عدل از ميان مىرود و جهان از جهل و باطل تيره و تار مىگردد و از كفر و فسق و عصيان سياه مىشود و با بروز بدعتها و اهواء رنگ ديگر مىگيرد و سراسر ، جور و ظلم و هرجومرج و فتنه مىشود » . در اين زمان غربت و عصر معكوس شدن امور و قلب حقايق و تبديل احكام مهدى ظهور كرد