تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
تأثير پذيرفتن ابن تومرت از غزالى خواه چنان پنداشته شود كه در مشرق نزد او درس خوانده يا كتب او را مطالعه كرده باشد ، چيزى نيست كه با حقيقت وفق دهد . گلدزيهر نيز مىگويد « وقتى كتب غزالى را مطالعه مىكنيم درمىيابيم كه ابن تومرت نه در تعاليم خود تحت تأثير غزالى بوده و نه در اعمالش . علاوه بر اين تعصبى كه ابن تومرت در مسائل عقيدتى از خود نشان مىدهد دليل بر اين است كه از غزالى متأثير نيست . زيرا طريقت آن استاد كه با رفق و مدارا توأم است ، بسى از اعمال اين انقلابى مصمودى فاصله دارد . اگر غزالى مدتى در جهان مىماند و زندگى ابن تومرت را مطالعه مىكرد آنگاه ابن تومرت از او مىخواست درباره‌اش فتوايى صادر كند قطعا فتوايى در نقض اعمال شاگرد خيالى خود صادر مىنمود » . « 1 » آنگاه ابن تومرت از « عموم و خصوص و مطلق و مقيد و مجمل و مفسر و ناسخ و منسوخ و حقيقت و مجاز و كنايه و تعريض و تصريح و اسماء لغوى كه عرف بر آنها غلبه يافته و آنها را تخصيص داده و اسماء منقول از لغت به عرف شرع » بحث مىكند و همهء اين مسائل را در پرتو دين مىگشايد و براى اثبات آراء خود از آيات قرآن دليل مىآورد . سپس بازمىگردد و بار ديگر از علم و فضيلت آن و تقسيم‌هاى آن ، در فصلى خاص سخن مىگويد . و به شيوهء خود همچنان با اسلوب دسته دسته كردن و تقسيم كردن پيش مىرود .

2

از اين پس ابن تومرت ما را به عرصهء عقايد خويش مىبرد و از توحيد سخن مىگويد و از دلايل وجود بارى سبحانه و تنزيه او از تشبيه . از آنجا كه توحيد در اصل ركنى است اساسى از اركان اسلام ، در اينجا نيز اساس مذهب ابن تومرت است چه از نظر دينى و چه از نظر سياسى . بلكه به وسيلهء او از جنبهء دينى به صورت يك انديشه سياسى درآمد و اساس دولت موحدى و ستون استوار قدرت اوليهء او
هامش
( 1 ) . گلدزيهر - مقدمه ياد شده بر كتاب اعز ما يطلب ، ص 83 .