تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
كنند مگر شصت سال بعد از ابن تومرت ، يعنى در عصر خليفه المنصور يعقوب در اين وقت اعتراف شد كه ظاهريه نيز يك مكتب رسمى فقهى است ولى يك مكتب موفق نبود و در حل بسيارى مسائل درمىماند . « 1 » ابن تومرت ارزش اجتهاد را به عنوان يكى از مصادر شريعت انكار مىكند و با كوشش مجتهدين در تجديد شريعت و استنباط احكام در عرصهء اجتهاد از امور منطقى به معارضه برخاسته است . زيرا ابن تومرت كسوت الامام المعصوم بر خود راست كرده تا در آراء او بحث و تحقيق نشود و كسى رأى او را مردود نداند . ابن تومرت با آوردن اين رأى ، با آراء ديگر فرق اسلامى كه به ارزش آراء مجتهدين در امامت و غير آن تسليم شده‌اند مخالفت مىورزد و بر اتباع خود وجوب اعتقاد به امام معصوم و امام معلوم را تحميل مىكند . در اينجا رأى او با آراء شيعه نزديك مىشود زيرا بنابر آنچه شهرستانى در باب عقيدهء ايشان آورده آنان معتقدند كه « امامت قضيهء مصلحتى نيست كه مناط آن اختيار عامه باشد و آنان بتوانند امام را به امامت منصوب نمايند . امامت قضيه‌اى است اصولى و ركنى از اركان دين است و بر رسول غفلت از آن يا اهمال در باب آن جايز نيست . و نيز نمىتواند آن را به عامه تفويض كند . شيعه مىگويد كه امام بايد از سوى پيامبر منصوب شود و بايد از كبائر گناهان و صغاير آن معصوم باشد » . « 2 » همچنين گلدزيهر مىگويد كه ابن تومرت با موضعى كه در امر اجتهاد اتخاذ كرده با امام محمد غزالى هم كه به اصل اجتهاد اهميت بسيار مىدهد اختلاف پيدا مىكند . از سوى ديگر غزالى در چند جاى از كتب خود با نظريه امام معصوم مخالفت مىورزد . از جمله در المنقذ من الضلال به آن اشارت كرده است . « 3 » اختلاف ميان ابن تومرت و غزالى به اينجا ختم نمىشود . واقع اين است كه
هامش
( 1 ) . اشتروتمان ، دايرة المعارف اسلامى ، مقاله الظاهريه و ابن حزم . ( 2 ) . شهرستانى . الملل و النحل ، در حواشى كتاب الفصل و النحل ابن حزم ( قاهره ) ج 1 / ص 195 . ( 3 ) . غزالى ، المنقذ من الضلال ( قاهره سال 1309 ص 19 ) و نيز مقدمه گلدزيهر به زبان فرانسه بر كتاب ابن تومرت به عنوان :, el snad malsi'I ed eigoloehT al te tremuot nbi demahoM . 04 22 , 12 , P . elceiS eme IX ua berhgaM