توفيق از سوى خداوند . علم نورى است در دل كه به يارى آن حقايق و خصايص تميز داده مىشود و جهل ظلمتى است در دل كه سبب مشتبه شدن حقايق و خصايص مىگردد .
علم را منحصرا سه طريق است : حس و عقل و سمع . حس بر سه قسم است : متصل و منفصل و آنچه آدمى در خود مىيابد . عقل نيز بر سه قسم است : واجب ، جايز و محال .
سمع نيز بر سه قسم است : كتاب و سنت و اجماع . اكنون سخن در طريق سمع است بدانگونه كه الامام المعصوم المهدى المعلوم ( رض ) در اين باب آورده است .
آغاز اين سخن در رباط هرغه در شهر سوس به سال 515 ه بود . گفت كه تحصيل فقه در سنت به پنج وجه است : يكى كيفيت اخذ و نقل از رسول خدا ( ص ) . دوم شناخت سند . سوم آنچه به متن حديث متعلق است . چهارم شناخت صحيح از سقيم . پنجم معرفت استنباط و تأويل » . آنگاه از كيفيت اخذ از رسول خدا و از نقل و از تواتر و آحاد بحث مىكند و آن را به اقسام و فروع بسيار تقسيم مىنمايد . « 1 »
در خلال سخن از مناظرهاش با فقهاى مرابطين در اغمات حكايت دارد و سؤالى كه مطرح نمود و آنان از پاسخ درماندند و نتوانستند اصول حق و باطل را بيان دارند . به عقيدهء او اين اصول منحصر در چهار تاست : علم و جهل و شك و ظن . آنگاه نظريهء خويش را در اين باب به تفصيل بيان مىدارد و مىگويد جهل و شك و ظن از اصول ضلالت است و براى اثبات قول خويش از آيات قرآنى دليل مىآورد .
سپس بحث را به تواتر و اخبار متواتر و اصول و فروع آن مىكشاند و آن را به اقسام و فروع متعدد تقسيم مىكند . و نقش اصل و فرع را در اثبات ، بس طولانى و با ذكر اقسام و فروع متعدد باز مىنمايد . ابن تومرت مىگويد كه تواتر علم است ، سپس در ذكر اقسام و خصايص تواتر و نقشى كه به عنوان مصدرى از مصادر علم برعهده دارد و طريقهء تميز ميان آنچه به اخبار متواتر اثبات شده و آنچه به خبر واحد ، داد سخن مىدهد . ابن تومرت معتقد است « برترين تواترها آن است كه از مدينه بيرون آمده باشد ، زيرا اسلام و شرايع و پيامبر و صحابه همه در مدينه بودهاند . از اينرو عمل مردم مدينه بر ديگر مسلمانان كه در جايهاى ديگراند حجت است » . « 2 »
هامش
( 1 ) . المهدى محمد بن تومرت ، اعز ما يطلب ، ( الجزاير سنه 1903 ) ص 2 و 3 .
( 2 ) . اعز ما يطلب ، ص 49 .