تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
اصول دين و اصول فقه نيك آگاه بود . پرهيزگار و زهد پيشه بود . جز جامه‌هاى پشمين نمىپوشيد . گاه نيز جامه‌اى وصله‌خورده بر تن داشت به متاع دنيا گرايش نداشت تا آنجا كه گويند غذاى او هر روز قرص نانى و اندكى روغن ، يا روغن زيتون بود كه وجه آن را خواهرش كه نخ مىرشت و مزد مىگرفت تأمين مىكرد . حتى در آن روزها كه دنيا به او روى آورده بود شيوهء زندگىاش دگرگون نشد . . . ابن تومرت مردم را به عبادت خداى تعالى مىخواند و مىگفت كه خدا در شبانه‌روز پنج نماز برايشان واجب كرده است . و واجب است كه از توانگران زكات بستانند و به فقيران دهند . ابن تومرت مردم را به خواندن و از بركردن قرآن فرمان مىداد . و نيز ملزم بودند كه بعد از نماز صبح و نماز مغرب نوشته‌هايى را كه براى آنها تأليف كرده بود بخوانند . مؤذنان چون صبح طلوع مىكرد بانگ برمىداشتند « اصبح و للّه الحمد » تا مردم بدانند كه بايد فرمان برند و در نماز جماعت حاضر گردند . ابن تومرت در كنار اين صفات كه برشمرديم ويژگيهاى ديگرى نيز داشت . مردى بود با تعصبى شديد و اراده‌اى قوى و خونريز . آن‌سان كه در ريختن خون هيچ پرهيز و احتياطى نمىشناخت . براى پيش بردن رأى و نظر خويش و رسيدن به هدفى كه در نظر مىگرفت از ريختن خون خلق كثيرى از مردم باك نداشت . در برابر مخالفان ذره‌اى رحم و شفقت نمىشناخت و زنان و فرزندان و اموالشان را مباح كرده بود . « 1 » و چون مىپنداشت كه فلان خصم به كتاب و سنت و مبادى توحيد اعتقادى چون اعتقاد او ندارد رعايت و يارى احكام شرع را ، اين خونريزى به حد اعلا مىرسيد . چون شنيده بود كه مهدى زن اختيار نمىكند ، در زندگى خويش زن اختيار نكرد . « 2 » ابن تومرت انديشهء نبرد با مرابطين را خرده خرده در اعماق ذهن مريدان خويش جاى داد . در آغاز تنها به زبان ، امر به معروف و نهى از منكر مىكرد و بر
هامش
( 1 ) . ابن ابى زرع ، روض القرطاس ، ص 117 . ( 2 ) . ابن القطان ، نظم الجمان ، ( مخطوط ياد شده برگ 14 ب و 33 الف ) . ابن خلدون آن را نقل كرده است ، العبر ، ج 6 / ص 299 .