موحدين افتاد . سپس نوبت به سومين نبرد رسيد . اين نبرد در روبهروى شهر اغمات بود . مرابطين قواى پراكندهء خود را گرد آوردند و مهياى پيكار موحدين شدند . جمع كثيرى از مردم اغمات به آنها پيوسته بودند . سرداران لشكر موحدين در اين جنگ عبد المؤمن بن على و ابو حفص عمر بن اصناج و ابو عمران موسى بن تمارى بودند .
جنگ بسيار هولناك بود . مرابطين شكست خوردند و از ايشان و مردم اغمات خلق عظيمى كشته شدند و موحدين بر لشكرگاه و اموال و اسلحهء ايشان دست يافتند . « 1 » سپس موحدين راهى مراكش شدند و بر در باب الشريعه لشكر بداشتند . على بن يوسف در اين اثناء نيروى خويش تازه گردانيد و آماده رويارويى با دشمن شد .
سپاه مرابطين در حدود صد هزار جنگجو بود ، از سوار و پياده . فرمانده سپاه زبير بن على بن يوسف بود . رزمگاه بر در شهر مراكش بود . عبد المؤمن به دستور ابن تومرت نامهاى به على بن يوسف نوشت و او را فراخواند كه به آنچه مهدى مىگويد عمل كند ، چون قمع بدعتها و احياء سنت و نيز به بيعت او بشتابد . على بن يوسف پاسخى درشت داد و او را از عواقب اين اعمال برحذر داشت و گفت از خدا بترسد و خون مردم نريزد و فتنه برنينگيزد . « 2 » عبد المؤمن به تحذير و تهديد او گوش ننهاد و ميان دو لشكر نبردى سخت درگرفت . مرابطين به هزيمت شدند و بسيارى طعمهء تيغ و تير گشتند . بقاياى لشكر به شهر گريختند و بر دروازه ازدحام كردند تا به شهر داخل شوند . جمعى نيز در اين ازدحام كشته شدند . على بن يوسف از باب المخزن به شهر درآمد . درهاى شهر بسته شد و موحدين شهر را محاصره نمودند .
موحدين شهر مراكش را چهل روز در محاصره داشتند . هنوز لشكرى عظيم از مرابطين درون شهر بودند كه از آن جمله چهل هزار سوار بود و جمعى بىشمار پياده . مرابطين هرچند گاه از شهر بيرون مىتاختند و جنگى مىكردند و بازمىگشتند .
برخى از اين جنگها بسيار سهمناك بود و از دو طرف بسيارى كشته شدند . يكى از سختترين اين جنگها ، جنگى بود كه در برابر باب دكاله درگرفت و مرابطين منهزم شدند . در ازدحام گريز به شهر تلفات بسيار دادند . جمعى كه نتوانستند به شهر درآيند
هامش
( 1 ) . ابن القطان ، نظم الجمان ، ( مخطوط ياد شده ) .
( 2 ) . المراكشى ، المعجب ، ص 106 ، 107 .