را . ابن القطان بيان نكرده كه مقياس دلبستگى و سركشى چه بود . قصد اصلى آن بود كه منافقان و مردم سست ايمان را در صفوف موحدين باقى نگذارد . « 1 » محمد البشير چنان كه گفتم از ياران دهگانهء ابن تومرت بود . ابن القطان به نقل از اليسع در اخبار سال 519 ه در باب محمد البشير قصهاى نقل مىكند كه به چه سبب ابن تومرت او را مأمور شناختن و جدا ساختن منافقان از ديگر ياران نمود . گويد بشير از همان آغاز ابلهگونه بود . غالبا خاموش بود و در عزلت به سر مىبرد . گاه نيز خوابش در مىربود . روزى ابن تومرت نزد مردم آمد و پرسيد بشير را مىشناسيد ؟ پرسيدند :
بشير كيست ؟ گفت : همان مرد وانشريشى . شما مىدانيد كه نه خواندن مىداند و نه نوشتن و مىدانيد كه يك آيه از قرآن نزد كس فرا نگرفته است ولى خداوند او را مبشر شما گردانيده است و او بر اسرار شما آگاه است . بشير خود يكى از آيات خداوندى است . ابن تومرت در اين مدت در نهان بشير را قرآن آموخته بود و او از بركرده بود . از او خواست كه براى مردم قرآن بخواند و او به مدت چهار روز قرآن را از آغاز تا انجام براى مردم تلاوت كرد . در مقابل ايشان بر اسبى سوار شد و مهارت خويش در سوارى نشان داد . المهدى گفت كه اين بشير بر اسرار درون شما آگاه است .
در ميان موحدين گروهى از منافقين رخنه كردهاند . بشير بايد بنگرد و آنان را بيابد تا به سزاى اعمال خود برسند . « 2 »
در دو سال بعد ، ميان مرابطين و موحدين چندبار جنگ افتاد . على بن يوسف سپاهى فرستاده بود تا تينملل سنگر استوار ابن تومرت را مسخر كند ولى شكست خورده منهزم شده بود . « 3 » نقشه ابن تومرت اين بود كه در همان پناهگاه كوهستانى خود جنبهء دفاعى گيرد و از كوه فرود نيايد تا دشمنان مهاجم خود را وا دارد كه اگر آهنگ قتال او دارند از كوه فرا روند در چنين موقعيتى بود كه مرابطين متحمل رنج
هامش
( 1 ) . ابن القطان ، نظم الجمان ( مخطوط ياد شده ، برگ 50 الف ) اين روايت را ابن عذارى نيز در البيان المغرب آورده است ( اوراق مخطوط ياد شده - هسپرس ص 82 ) . ابن خلدون العبر ، ج 6 / ص 228 .
( 2 ) . ابن القطان ، نظم الجمان ( مخطوط ياد شده ، برگ 49 الف و ب ) .
( 3 ) . اخبار المهدى بن تومرت ، ص 75 .