تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
برپاى دارد واجب است . زيرا خداى تعالى فرمايد :
« تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ »
« 1 » . اما محمد غزالى به مسئلهء امر به معروف و نهى از منكر اهميت خاص مىدهد و امر به معروف را « قطب اعظم دين » مىخواند . طبيعى است كه حاكم و رئيس دولت ( امام ) قبل از همه مسئول اجراى اين اصل اخلاقى است و بايد در حد توان خويش در قمع آنچه مخالف شريعت است بكوشد . خواه به دست يعنى به وسيلهء مأموران خودخواه به زبان يعنى به وعظ و تحريض مردم به التزام احكام شرع . منصب حسبت در دول مختلف اسلامى در قرون وسطى يكى از مظاهر عمل در محاربهء برخى از انواع منكر است . جز آنكه اين تلاش منحصر به اقدام دولت يا كارگزاران رسمى او نيست . بلكه هر مسلمانى موظف است هر منكرى را كه مىبيند ازاله كند . و به هر عمل خلاف شرع كه برخورد كرد آن را دگرگون سازد . ابن تومرت در پايتخت دولت مرابطى استقرار يافت . ورود او در سال 514 ه / 1120 م صورت گرفت . در آنجا نيز همچنان شيوهء خويش در دفع منكرات و از ميان برداشتن آنها تا آنجا كه مىتوانست سعى مىورزيد . در مسجد جامع با امير المسلمين على بن يوسف برخورد كرد ميان آنها وقايعى اتفاق افتاد كه پيش از اين بدان اشاره كرديم . ابن تومرت در اين گونه حملات خويش جرئت و جسارتى عجيب داشت . در مراكش و ديگر شهرهاى مغرب در عصر حكومت مرابطين در حفظ احكام شرعى چندان سختگيرى نمىشد . مثلا شراب به‌طور علنى در بازارها فروخته مىشد و نوشيدن نبيذ امرى عادى بود . خوكها در محله‌هاى مسلمانان مىچريدند . و آواز غنا از همه جا به گوش مىرسيد . مظاهر تدين بىرنگ و ناتوان بود . علاوه بر اينها در امور ادارى و قضايى از پاكدامنى و پرهيز نشانى چندان نبود . غصب اموال و خوردن ميراث يتيمان و ديگر انواع فساد رواج داشت « 2 » . المراكشى به عهد على بن تاشفين اشارت مىكند و مىگويد كه حال امير المسلمين
هامش
( 1 ) . ابن حزم ؛ الفصل فى الملل و الاهواء و النحل ( قاهره 1321 ه ) ج 4 / ص 171 و 173 و 176 . ( 2 ) . رجوع كنيد به مقدمهء گلدزيهر بر كتاب ابن تومرت به نام « اعز ما يطلب »