تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤

2

چون محمد بن تومرت زمانى چند در مشرق به تحصيل علم گذرانيد ، آهنگ آن كرد كه به مغرب بازگردد . اكنون با اندوخته‌اى عظيم از علوم به ديار خود باز مىگشت . ابن خلدون گويد « در علم دريايى دمان بود و در دين شهابى فروزان » . ابن تومرت در اواخر سال 511 ه / 1117 م به قصد مغرب از اسكندريه به كشتى نشست . بعضى گويند چون در اسكندريه به سبب نهى از منكر آشوبى برپا كرده بود از آن شهر تبعيدش كردند . ابن تومرت در همان كشتى هم كه او را به مغرب مىبرد امر به معروف و نهى از منكر مىكرد . چنان كه مسافران كشتى را به اقامهء نماز و خواندن قرآن وامىداشت و چنان بر مردم سخت گرفت كه گويند مسافران او را به دريا افكندند . ابن تومرت نصف روز همچنان در كنار كشتى شنا كرد بىآنكه آسيبى ببيند . چون چنان ديدند كسى را از كشتى فرو كردند تا او را از آب بيرون كشيد اين امر سبب شد كه در نظر مردم بزرگ آيد و در اكرام او مبالغه كنند . هنگامى كه به مهديه رسيد در يكى از مساجد فرود آمد و با او جز ابريقى و عصايى نبود . مردم خبر آمدن او بشنيدند . طالبان علم بيامدند تا از او انواع علم آموزند . چون چيزى از آلات ملاهى يا شرابخوارى مىديد برفور آن را مىشكست و نابود مىكرد . اين امر سبب شد كه از مردم آزارها ببيند . خبر او به امير يحيى بن تميم بن المعز بن باديس پادشاه افريقيه رسيد . او را با جماعتى از فقها به نزد خود خواند و چون از نزديك او را ديد و مناظره‌اش را با ديگر فقها شنيد ، خوشش آمد و از او خواست در حقش دعا كند . « 1 » محمد بن تومرت از مهديه به بجايه رفت . در آنجا نيز به همان شيوهء خويش به امر به معروف و نهى از منكر پرداخت و به گونه‌اى خستگىناپذير دعوت خويش ادامه داد . روزى به سبب سختگيرىاش در نهى از منكر در شهر غوغا بر پا شد والى شهر
هامش
( 1 ) . ابن الاثير ، الكامل ، ج 10 / ص 202 ابن خلكان ، وفيات الاعيان ، ج 2 / ص 49 .