ترديد مىكند ، همچنين ابن الخطيب « 1 » . اما محققان امروز آن را مردود مىدانند . از جمله خاورشناس آلمانى ميللر و گلدزيهر . گلدزيهر به تناقضات تاريخى اشاره مىكند و مىگويد : « شايسته است در بيان شرح حال ابن تومرت داستان ديدار او را با غزالى ناديده انگاريم زيرا مطلقا درخور قبول نيست . خواه از حيث ترتيب حوادث زمانى يا از حيث منطق خود حوادث . سبب پديد آمدن اين افسانهها اين است كه مردم مىخواهند غير از صفات شخصيه سبب موجبى خارق العاده براى اعتلاء كسانى كه به قدرتى دست يافته و قدرتى را از ميان بردهاند ، پيدا كنند » . « 2 »
ناگفته نماند كه اينها به معنى آن نيست كه ابن تومرت در تعاليم دينى خود از آراء و نظريات غزالى تأثير نپذيرفته است . مسلم است كه ابن تومرت در خلال تحصيلاتش در مشرق از نظريات علماى مشرق در علوم كلام و اصول و سنت آگاهى يافته است . ابن خلدون مىگويد كه تحت تأثير تعاليم اشاعره بود و از آنان علم آموخت و طريقهء ايشان را در جانبدارى و دفاع از عقايد سلف تحسين مىكرد و نيز در تأويل متشابه از قرآن و حديث پيرو آنان بود . « 3 » ما هنگامى كه سخن را به بيان عقايد دينى او بكشانيم در اين گونه مسائل نيز تحقيق خواهيم كرد . اما تأثير عقايد غزالى در آراء ابن تومرت و احكام و سنن دينى او نيك آشكار است . بويژه آنجا كه با سنن دينى موجود در مغرب به مبارزه برمىخيزد . اين مبارزه بيشتر بر اساس تعاليم كلامى غزالى استوار است . برخى از خاورشناسان بر اين عقيدهاند كه ابن تومرت عميقا تحت تأثير غزالى نبود زيرا هرچند سخن از زهد و پرهيزگارى مىگويد در گفتار او گرايشى به معارف صوفيه كه اساس تعاليم غزالى است آشكار نيست و اين از موارد خلاف ميان او و غزالى است « 4 » .
هامش
( 1 ) . ابن خلدون . العبر ، ج 6 / ص 226 . ابن الخطيب ، الاحاطه . ج 1 / ص 417 و 418
( 2 ) .) 5881 nilreB ( dnaldnebA dnu negroM ni malsI reD : relluM . A . 116 . P . II , B( 3 ) . ابن خلدون ، ج 6 / ص 226 .
( 4 ) . مقدمهء گلدزيهر بر كتاب محمد بن تومرت كه از آن ياد كرديم . ص 20 .