مهمش عبارت بودند از مارده و يابره و باجه و اشبونه و قلمريه و لك و استرقه و شلمنقه و غير آن . بخش چهارم از نهردويره تا جبال پيرنه ( جبال البرت يا الممرات ) بود در دو جانب رود ابره ( ايبرو ) و از سوى غرب تا جليقيه از بلاد مشهور آن سرقسطه و طرطوشه و طركونه و برشلونه و ارقله ( ارجل ) و بلدالوليد و وشقه و ببشتر و بلاد ديگر . چون فتوحات اسلامى در ناحيهء شمالى گسترش يافت ولايت پنجمى هم در شمال جبال پيرنه به وجود آمد كه شامل اربونه و نيمه ( يانومشو ) و قرقشونه و بزييه و اجده و مجلونه و يا ( مقلون ) و لوديو بود « 13 » .
قبايل و عشاير مختلف در اين ايالات و شهرها پراكنده شدند : قبايل دمشق در ولايت قرطبه سكونت گزيدند و قبايل حمص در اشبيليه و لبله و اطراف آنها و قبايل قنسرين در جيان و اطراف آن و قبايل فلسطين در شذونه و جزيره وريه و مالقه و اطراف آنها و قبايل يمن در طليطله و اراضى آن و ايرانيان در شريش و حوالى آن و عراقيان در ولايت البيره و غرناطه و مصريان در تدمير و مارده و اشبونه و حجازيان در شهرهاى داخلى جاى گرفتند « 14 » .
اما بربرها بيشترشان در جانب غربى در نواحى مارده و بطليوس و اراضى پرتغال و نواحى ثغر اوسط در شمال طليطله و آن سوى نهر تاجه و در برخى نواحى ثغر اعلى و در اراضى قونقه و سهله فرود آمدند ، اندكى از ايشان نيز در ميان قبايل عرب در نواحى شاطبه و لقنت و در حوزههاى شذونه و اراضى فرنتره « 15 » .
از نظر اقليمى اين امر درخور ملاحظه است كه قبايل عرب بيشتر زمينها و درههاى سرسبز و حاصلخيز شبه جزيره را گرفتند و بربرها برعكس در اقاليم و ارتفاعات بىحاصل فرود آمدند يا بهتر است بگوييم آنها را مجبور به فرود آمدن كردند و از آنان جز شمار قليلى در اراضى سرسبز و حاصلخيز اسكان نيافتند . اين تقسيم غيرعادله نيز از عوامل اختلاف ميان دو نژاد فاتح بود : عربها و بربرها . پس از اين خواهيم
هامش
( 13 ) . ابو عبيدة البكرى در وصف اندلس در باب اين تقسيم تفصيل بيشترى دارد و آن را تقسيم قسطنطين مىنامد . در تقسيم قسطنطين اسپانيا به شش واحد ادارى تقسيم مىشد و مكان آنها به آنچه ما آورديم نزديك است . ر ك . الروض المعطار ، ترجمهء فرانسوى ، ص 246 .
( 14 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / ص 119 .
( 15 ) . ابن حزم به تفصيل از قبايل وبطون بربر كه در شبه جزيره سكونت كردند ، نام مىبرد . جمهرة انساب العرب ، قاهره . ص 464 و 465 .