دستخوش اهواء و گرايشهاى گوناگون شده بود و عواملى چون نژاد و عصبيت آن را از هم برمىدريد . قبايل عرب همچنان سرگرم رقابتها و كينهتوزيهاى قديم خود بودند .
بربرها كه بيشترين افراد سپاهى از آنان بود با فرماندهان عرب خود دشمنى مىورزيدند ، و از اينكه آنان از مزاياى بيشترى حتى در غنايم برخوردار مىشدند و بيشتر اراضى مرغوب و بارور را تصاحب كرده بودند رشك مىبردند و بسا پرچم شورش عليه ايشان برمىافراشتند . مسلمانان اسپانيا چه مولدين و چه بلديين « 8 » كه تازه اسلام آورده بودند همواره احساس مىكردند كه با آنكه مسلمان شدهاند از جنبههاى اجتماعى ، فروتر از عربها هستند و عربها - با آنكه اسلام همهء مسلمانان را از حيث حقوق و وظايف برابر شمرده و همهء امتيازات نژادى و طبقاتى را زدوده است - در اين نومسلمانان به ديدهء شك مىنگريستند و نمىتوانستند به آنان اعتماد كنند و برخى مناصب دولتى را به ايشان واگذار نمايند . مسلما عرب در بلاد دوردستى كه به نيروى شمشير گشوده بود نمىتوانست از اوج كبريا و غرور نژادى خويش كه اتفاقا همواره از ويژگيهاى طبيعت او بوده است فرود آيد . عربها نيز همانند انگلوساكسونها خود را شريفترين مخلوقات مىشمردند « 9 » .
با اين همه اختلافاتى كه ميان خود عربها افتاده بود ، براى اين جامعهء نوپا يكى از عوامل خطرناك انحلال بهشمار مىآمد . عصبيتهاى قبيلگى و عشيرتى همچنان در دلها زنده بود و رقابت در رياست و سلطه ، ميان رهبران و سران و سرداران سبب شده بود كه صفوف از هم بردرد و جامعه به گروهها و احزاب بدل گردد . براين عوامل ، عوامل غيرت و حسد را نيز بايد افزود . بيشترين رقابتها و اختلافات ، رقابتها و اختلافاتى بود ديرساله ميان يمنيان و مضريان . اين اختلاف ريشه در پيش از اسلام داشت . از جملهء علل و اسباب اين اختلاف يكى آن بود كه رياست قوم عرب در اعصار پيش از اسلام همواره در حمير و تبّع بود . ايندو بزرگترين قبايل يمنى بودند . پيش از اين دولتى داشتند و تمدنى درخشان و حال آنكه مضريان تا همين اواخر بدوى بودند و فرمانبران حمير و خراجگذاران ايشان . ميان يمنى و مضرى سالها آتش جنگ شعلهور بود زيرا حمير همواره مىكوشيد رياست و سلطهء خود را حفظ كند و مضر مىكوشيد
هامش
( 8 ) . ابن القوطيهء فتوح مصر ، ص 30 .
( 9 ) .. 811 . p . dibi : ilA reemA