قديم كليساى اسپانيايى را مجرا مىداشتند و از جنبهء حقوق مدنى قوانين گوتى يا قانون قضاوت
ogzuJ areuF
اجرا مىشد ، و در تمام امورى كه به حكومتشان مربوط مىشد - يعنى همان حكومت محلى - تا زمانى كه با قوانين و سياست اسلامى تعارض پيدا نمىكردند از آن پيروى مىكردند . » « 5 »
در مسائلى كه به امور نظامى مربوط مىشد علامه التاميرا مىگويد : « بيشتر ملل اسپانيايى و رومى و گوتى همچنان در تحت سلطهء مسلمانان رؤساى خود را ( كه همان كنتها
sednoC
بودند ) نگهداشتند و نيز قضات و اسقفها و معابد باقى ماندند . خلاصه آنكه جامعه از گونهاى استقلال مدنى برخوردار بود . واليان به همين قانع بودند كه بر مسيحيان محكوم جزيهها و خراجهاى شرعى را مقرر دارند . « 6 »
خاورشناس كاردناس مىگويد : « آنچه دربارهء واليان و فرمانروايان دورهء نخستين درخور ذكر است مدارا و آسانگيرى آنهاست كه سبب شده بود دو امت مسلمان و مسيحيان مستعرب در كنار يكديگر زندگى آزادانهاى داشته باشند . »
« مستعربان در سايهء حكومت اسلامى توانستند استقلال و زبان و عادات و قوانين خودگاه اسقفها و كنتهاى خود و هنرهاى گوتى را كه عربها خود از برخى روشهاى آن اقتباس كردند نگهدارى كنند . » « 7 »
از اقوال مورخان و متفكران غربى كه آورديم به خوبى مىتوان به شيوهء اعتدال سياسى اسلامى و تسامح و مداراى مسلمانان قضاوت كرد . سخنان اينان بهترين دليل است براى مردود شمردن آنچه پارهاى از روحانيان و علماى متعصب مسيحى به اسلام و مسلمانان نسبت دادهاند .
آنچه درخور تأسف است اين است كه در اين دولت جديد اسلامى از همان آغاز تشكيل جرثومههاى اختلاف - كه بسيار هم خطرناك بود - رخنه كرده بود .
جامعهء نوينى كه اسلام ترتيب داده بود و عناصر مختلف را در آن به هم آميخته بود
هامش
( 5 ) .- daM ( anapsE ed sebarazoM soL ed airotsiH : tenomiS . J ocsicnarF . D . . 601 . p . I . V ) 7981 . dir( 6 ) .noicaziliviC al ed Y anapsE ed airotsiH : aeverC Y arimatlA . R . 712 . p . I . T ) 0091 anolecraB ( alonapsE( 7 ) .alliveS ( analliveS - ogibarA arutluC aL : sanedraC y orgamlA . O . 01 . p ) 4981