اسپانيايى ديگر پيش از قرن چهاردهمچنان نظر محبتآميزى نداشته است . »
دوزى دربارهء آثار اجتماعى فتح اسلامى مىگويد :
« سلطهء عرب در برخى جنبهها براى اسپانيا به منزلهء نعمت بود و در اسپانيا يك انقلاب مهم اجتماعى پديد آورد و بر بسيارى از دردهايى كه قرنها بود عامهء مردم از آن در رنج بودند ، پايان داد . به سلطهء اشراف و طبقات ممتاز پايان بخشيد يا تا حدودى به آن پايان داد . زمينها را به نحو وسيعى ميان دهقانان تقسيم كرد و اين خود عامل مهمى در توسعهء كشاورزى در عصر سلطهء عربها بود . اسلام همچنين در بهبود احوال بردگان اثرى شايان داشت ، زيرا اسلام بيش از مسيحيت در صدد آزادى بردگان بود . علماى دينى گوت نيز به اين امر پى برده بودند . ازاينرو وضع بردگانى كه در مزارع كار مىكردند روى به بهبود نهاد و تقريبا در شمار كشاورزان درآمدند و از گونهاى استقلال و آزادى بهرهمند گرديدند . » « 1 »
لينپول مىگويد : « عرب حكومت قرطبه را تأسيس كرد كه اعجوبهء قرون وسطى بود . و اين در ايامى بود كه اروپا در ظلمات جهل فرورفته بود و تنها مسلمانان بودند كه چراغ علم و مدنيت را در آن سرزمين افروخته داشتند . »
« مسلمانان مانند بربر و گوت يا واندال نبودند كه پشت سر خود جز خرابى و مرگ چيزى باقى نگذارند . ابدا . اندلس هرگز حكومتى عادلانهتر و صالحتر از حكومت آنان به خود نديد . تصور اين امر دشوار است كه عربهايى كه به قصد جهاد از صحرا به راه افتاده بودند و جنگها و فتوحات پىدرپى براى آنان مجال فراگرفتن و
هامش
( 1 ) .872 - 772 . p . II . V . eriotsiH : yzoD. دوزى از سوى ديگر مىگويد فتح اسلامى را برخى زيادهرويها و اغتشاشها در پى بود . مسلمانان برخى خانهها را تاراج كردند . چند شهر را به آتش كشيدند و بعضى از اشراف را بر دار نمودند و كودكان را به ضرب خنجر كشتند ، ولى حكومت اسلامى به اين اعمال ناپسند و هرج و مرجها پايان داد . ج 2 / ص 275 . دوزى در جاى ديگر با لحن انتقادآميزى مىگويد كه عرب به آزادى كليسا پايان داد و با تشكيل مجالس دينى و عزل و نصب اسقفها ارباب كليسا را به خشم مىآورد . سپس مىگويد كه عرب چون در اسپانيا جاى پاى استوار كرد معاهداتى را كه منعقد كرده بود هيچ محترم نمىشمرد .
ص 281 . مىگوييم : دوزى در بيان اين انتقادات تنها به روايات مسيحيان مغرض بسنده كرده است ، مخصوصا آنجا كه از كشتار كودكان به ضرب خنجر سخن مىگويد . اما در اين مورد كه عرب به سلطهء كليسا پايان داد ، اين امر چيزى نيست كه در توجيه آن كوششى به خرج دهيم ، زيرا هر فتحى را سياستى روشن است و از عوامل استحكام پايههاى قدرت دولت جديد اين است كه زمام همهء نيروهاى داخلى را در بلاد مفتوحه به دست خود گيرد .