تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 666

مساهمون:

ص٦٦٦
هشام المعتد بر جان خويش بترسيد و خواست با زن و فرزندش از قصر خارج شود و مردم را پىدرپى سوگند مىداد كه خون او نريزند و به دالان مسجد جامع پناه برد . مردم همه از خردوكلان خلع او و رهايى از بنى اميه و ابطال رسم خلافت را خواستار شدند و گفتند همهء افراد بنى اميه را از شهر بيرون خواهند كرد . پيشوا و راهنماى جماعت ابو الحزم بن جهور بود . سخن اين وزير خردمند كه گذشته‌اى نيكو و خاندانى اصيل و انديشه‌اى پخته داشت پذيرفته مىآمد و خواهيم ديد كه در سرنوشت آيندهء قرطبه تأثيرى بسزا داشت . بالاخره هشام المعتد را خلع كردند و او و خاندانش را به يكى از دژها در همان نزديكى تبعيد نمودند . هشام پس از چند روز از آن دژ بيرون آمد و رهسپار ثغر اعلى شد و به سليمان بن هود صاحب لارده از اعمال ثغر اعلى پناه برد و باقى عمر را در آنجا گذرانيد تا در سال 428 ه بدون آنكه فرزندى از او برجاى بماند بمرد . امية بن عبد الرحمان كه مىپنداشت پس از هشام المعتد خلافت به او خواهند داد ، چون اوضاع را چنان ديد از قصر دور شد و پنهان گرديد و از قرطبه برفت و كس ندانست كه كارش به كجا كشيد . آنگاه در همهء محلات درون شهر و بيرون شهر منادى كردند كه هيچ كس بر هيچ يك از بنى اميه ابقاء نكند و كسى از ايشان را پناه ندهد . ابن جهور در نهايت حزم اجراى اين كار به دست گرفت تا همه را از شهر براند و نام و نشان ايشان برافگند « 20 » . با خلع هشام المعتد نشان دعوت بنى اميه از سراسر آن بلاد برافتاد و ديگر بر منابر اندلس و مغرب اقصى هيچگاه كس نامى از ايشان نبرد . * اكنون اندكى به عقب برمىگرديم تا ببينيم سرنوشت دولت بنى حمود در جنوب اندلس به كجا كشيد . ديديم كه يحبى بن على بن حمود پس از آنكه عمش قاسم از خلافت خلع گرديد و در سال 414 ه مجبور به ترك قرطبه شد به شريش رفت . يحيى نيز
هامش
( 20 ) . رجوع كنيد به : ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 3 / ص 145 - 152 . ابن الخطيب ، اعمال الاعلام ، ص 138 - 140 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 666 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان