و مرتكب اعمالى ناپسند شدند « 16 » .
چون عبد الرحمان المستظهر پنهان شد ، پسر عمش محمد بن عبد الرحمان بن عبيد اللّه بن الناصر كه از بيم متوارى شده بود آشكار گرديد و بر تخت خلافت نشست .
روز سوم ذو القعدهء سال 414 ه / هفدهم ژانويهء سال 1024 مردم با او بيعت كردند و به المستكفى باللّه ملقبش نمودند . به جستجوى المستظهر پرداختند . او را به حالىزار در گلخن حمام بيافتند و نزد خليفهء جديد آوردند و در حضور او اعدامش كردند . مدت حكومتش از آغاز تا زمانى كه كشته شد چهل و هفت روز بود . در اين مدت حادثهء مهمى اتفاق نيفتاد و فرمانروايىاش از شهر قرطبه فراتر نرفت .
عبد الرحمان المستظهر شاعر و اديب بود و در اين دو فن از طراز اول . ابن بسام از مواهب رفيع ادبى او سخن گفته و بخشى از قصايد خوب او را روايت كرده است « 17 » .
المستكفى روزى كه به خلافت نشست پنجاه و دو سال از عمرش رفته بود . از صفات خوب عاطل بود و به بطالت مايل . به شرابخوارى و لذتجويى مشتاق بود و در تصميمگيرى عاجز . ابن حزم او را به سبب اخلاق نكوهيده و غوطهور شدنش در فسق و فجور و خضوعش در برابر يك زن نوازندهء ناپاك به همنامش المستكفى عباسى تشبيه مىكند . هردو در همين سن و سال به خلافت رسيدند و هريك ، يك سال و پنج ماه حكومت كرد « 18 » .
در خلال حكومت كوتاهمدت محمد بن عبد الرحمان المستكفى حادثهء مهمى رخ نداد ، جز آنكه فرمان داد پسر عمش محمد العراقى را خفه كنند و خبر قتل او به مردم بداد . آنگاه پسر عم ديگر خود سليمان بن هشام بن عبيد اللّه بن الناصر را ولايتعهدى خويش داد . در ايام او قصرهاى الناصرى و قصرهاى المنصورى در الزاهره ويران شد و وحشت و ويرانى بر الزاهره سايه افگند .
المستكفى بسيارى از مردان مبرز سياسى و صاحبانديشه را سركوب كرد و
هامش
( 16 ) . ابن بسام ، الذخيره ، القسم الاول ، ج 1 / ص 38 و 39 . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 3 / ص 138 و 139 .
( 17 ) . رجوع كنيد به ابن بسام ، الذخيره ، القسم الاول ، ج 1 / ص 40 - 43 .
( 18 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 3 / ص 141 . ابن الخطيب ، اعمال الاعلام ، ص 136 .