و مالقه و سبته و طنجه از ثغور مغرب بسط داد . بربرها با او به خلافت بيعت كردند و المتعلى باللّه لقبش دادند . قاسم مدت درازى در زندان ماند تا عاقبت در سال 431 ه در حدود هشتاد سالگى خفهاش كردند « 13 » .
مردم قرطبه ديگر از حكومت بربرها و پيروانشان ملول شده بودند . بر آن شدند كه بار ديگر حكومت به امويان سپارند . در آنجا سه تن بودند نامزد اين مقام كه از ديگران براى تصاحب مقام خلافت اصلح بودند . بنابر آن نهادند كه يكى از آن سه را به طريق شورى برگزينند . اينان عبات بودند از سليمان بن المرتضى و محمد العراقى و عبد الرحمان ابن هشام بن عبد الجبار بن الناصر لدين اللّه . براى انتخاب يكى از اين سه مجلس بزرگى در مسجد جامع تشكيل شد . وزرا و اكابر و خواص و عوام در آنجا گرد آمدند . نخست سليمان المرتضى و محمد العراقى حاضر شدند . نزديك بود سليمان بن المرتضى را انتخاب كنند كه ناگاه عبد الرحمان بن هشام با كبكبهء عظيم وارد مسجد شد ، در حالى كه اطرافش را جماعت بزرگى از سپاهيان با شمشيرهاى كشيده گرفته بودند و به مقصوره داخل شد و در حالى كه همه از اين حادثه پريشان خاطر شده بودند با او بيعت كردند .
اين واقعه در روز شانزدهم رمضان سال 414 ه / دسامبر 1023 م بود . سپس از مسجد به قصر رفت . پسر عمانش سليمان و عراقى با او بودند . عبد الرحمان هردو را در بند كرد و نزد خود نگاهداشت . ابن حيان اين محفل شهير را كه خود آن را به چشم ديده به تفصيل شرح مىدهد « 14 » .
عبد الرحمان ، المستظهر باللّه لقب يافت . به هنگام جلوس جوانى بيست و سه ساله بود . بعضى از وزراى پيشين بنى اميه را چون احمد بن برد به وزارت برگزيد و جماعتى از جوانان نستوه را چون ابو عامر بن شهيد و ابو محمد بن حزم ( فيلسوف آينده ) و پسر عم او عبد الوهاب بن حزم را در زمرهء خواص خود آورد . اين دو به قول ابن حيان از حيث فهم و معرفت و دانش كاملترين جوانان زمان خود بودند . آنان را
هامش
( 13 ) . رجوع كنيد به ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 3 / ص 135 و 144 . المراكشى ، المعجب ، ص 39 .
( 14 ) . رجوع كنيد به ابن بسام ، الذخيره ، القسم الاول ، ج 1 / ص 35 و 36 . ابن حيان تاريخ برگزارى اين مجلس را چهارم رمضان ضبط كرده . و ظاهرا بايد تحريفى رخ داده باشد . و رجوع كنيد به ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 3 / ص 135 .