تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 660

مساهمون:

ص٦٦٠
البته اين وضع نادر چندان دوامى نيافت ، زيرا بربرها در دوازدهم ذو القعدهء سال 413 ه خلع يحيى المعتلى را اعلان كردند و هنوز بيش از يك سال و نيم از خلافتش نگذشته بود . يحيى از قرطبه به مالقه رفت . در حال عمش قاسم از اشبيليه به دعوت بربر پاسخ داد و در روز هجدهم ذو القعده وارد قرطبه گرديد . بار ديگر با او بيعت كردند و او را امير المؤمنين خواندند . اما سياست قاسم اين بار نيز موفق نبود ، زيرا بربرها را بركشيد و برگزيد و بر مردم قرطبه مسلط ساخت . بربرها نيز بر مردم قرطبه سخت گرفتند و در حق ايشان فراوان ستم كردند تا عاقبت مردم به‌جان آمدند و بر آنان بشوريدند و بسيج نبرد كردند و قاسم را خلع نمودند . جنگ چندى ادامه داشت تا عاقبت مردم توانستند قاسم را وادارند كه از قصر بيرون رود . اين واقعه در جمادى الثانى سال 414 ه / سپتامبر سال 1023 اتفاق افتاد . مردم قرطبه دروازه‌هاى شهر بستند و بربرها شهر را محاصره كردند . محاصره پنجاه روز مدت گرفت و هر روز زدوخوردى صورت مىگرفت . عاقبت مردم شهر بيرون تاختند و با بربرها درگير شدند و نوميدانه جنگى كردند ، تا بربرها منهزم شدند و جمعشان پراكنده گرديد . بقاياى بربر نيز از گرد قاسم پراكنده شدند . قاسم با چند تن از ياران خود به اشبيليه رفت . پسرانش محمد و حسن در اشبيليه بودند . مردم شهر دروازه‌ها را بر روى او بستند و پسران او را با بربرهايى كه همراهشان بودند از شهر بيرون كردند . اعيان شهر و در رأس ايشان قاضى شهر محمد بن اسماعيل بن عباد به ضبط امور پرداختند . قاسم و يارانش به شريش رفتند « 12 » . در اين اثنا يحيى المعتلى از مالقه به جزيرة الخضراء رفت . اموال عمش قاسم و خاندانش در آنجا بود . يحيى بر آن اموال مستولى شد . برادرش ادريس والى سبته برطنجه تسلط يافت . طنجه نيز از متصرفات قاسم بود . قاسم آنجا را به عنوان ملجأ و پناهى درنظر گرفته بود كه چون كارش در قرطبه نابسامان شد به آنجا رود . چون قاسم با بقاياى يارانش به شريش رفت يحيى المعتلى به جنگ او روان شد و شريش را محاصره كرد تا تسليم شد . سپس عم خود را با فرزندانش بگرفت و آنان را بند برنهاد و به مالقه برد و در آنجا به زندانشان افكند . يحيى خود رياست بربر يافت و سيادت خود را بر شريش
هامش
( 12 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 3 / ص 134 و 135 . ابن الخطيب ، اعمال الاعلام ، ص 133 .