بر ديگر مردان خويش برترى داد .
ابن حيان مناصب مربوط به وزارت و رياست را بدين نحو برمىشمارد : « رياست دو شهرك الزهراء و الزاهره ، رياست كتابت تعقيب و محاسبه ، رياست حشم ، رياست امور طعام ، رياست مواريث خاصه ، رياست طراز ، رياست مبانى ، رياست اسلحه و امثال آن ، رياست خزانهء درآمد و مخارج . رياست وثايق و پاسخ به نامههاى دادخواهى ، رياست خزانهء طب و حكمت ، رياست پذيرايى از هيأتها و مهمانان ، رياست امور بازار . » « 15 »
به طورى كه ابن حيان دربار قرطبه را وصف مىكند معلوم مىشود كه اين خليفهء جوان را صفاتى برجسته و درخشان بوده است و اگر در كارهاى خود از آزادى برخوردار مىبود و مىتوانست سخن خود بر كرسى نشاند به او اميدها مىرفت ، ولى به زودى مغلوب اوضاع شد . در آغاز ولايت خويش به شهرها و ثغور كس فرستاد تا مردم با او بيعت كنند ، ولى مردم به او گوش ندادند يا آنكه چنين فرصتى پيش نيامد . جمعى از وزرا را گرفت و مصادره كرد و با از ميان برداشتن آنها مىخواست پايههاى قدرت و نفوذ خود را مستحكم سازد . آنگاه شمارى از پسر عمان خود از مروانيان را دستگير نمود و آنان را در قصر با دو پسر عم ديگرش سليمان و عراقى حبس كرد . اين اقدامات خشمآلود به سرعت از هيبت او فروكاست و آتش خشم در دل خاص و عام برافروخت .
سپس حادثهاى رخ داد كه پايان كار را نزديكتر كرد . از اين قرار كه شمارى از سواران بربر برسيدند . المستظهر باللّه گراميشان داشت و آنان را در قصر فرودآورد . بزرگان از اين عمل به خشم آمدند و زمزمه در ميان مردم افتاد كه ما با بربرها جنگيديم و مقهورشان كرديم و اين مرد مىكوشد آنان را بازگرداند و بر دوش ما سوار كند . مردم به هيجان آمدند و به قصر حمله كردند و ناگهان داخل شدند و هرجا بربر ديدند كشتند . سپس به زندان زيرزمينى روى نهادند و همهء زندانيان را برهانيدند ، آنگاه به جانب حرم خليفه روى نهادند . عبد الرحمان المستظهر دانست كه هلاكتش حتمى است . در گلخن حمام پنهان شد . شورشيان به حرم او دست تجاوز گشودند و بيشترين را اسير كردند
هامش
( 15 ) . نقل از ابن بسام ، الذخيره ، القسم الاول ، ج 1 / ص 36 و 37 .