نزد خيران بردند . خيران و منذر از حدت و برايى و اقدام او مىترسيدند و همواره مترصد غدر او بودند « 6 » .
خيران و منذر با بقاياى يارانشان رفتند و به المريه رسيدند . فرنگان مزدور كه در لشكر منذر بودند رهسپار شمال شدند . ابن حيان گويد : « اين واقعه چنان در روحيهء مردم اندلس تأثيرى داشت كه حوادث گذشته را به فراموشى سپرد . از آن پس ديگر نتوانستند سپاهى به راه اندازند و به شوربختى خود و قضاى بد اعتراف كردند » .
المرتضى را برادرى بود به نام ابو بكر هشام بن محمد . توانست از معركه بگريزد و با چند تن از يارانش به البونت رود . در آنجا خود را خليفه خواند و چشم به راه حوادث نشست « 7 » .
در بسيارى از روايات اسلامى نشانى از اين حادثه نيست ، ولى از سياق حوادث و از آنچه صاحب البيان المغرب آورده ، چنان برمىآيد كه حركت المرتضى از شرق اندلس به سوى قرطبه در سال 409 ه بوده است « 8 » ، و جنگ در اواسط آن سال در خلافت قاسم بن حمود و بعد از قتل برادرش واقع شده است . و ما به آن اشارت خواهيم كرد .
چون على بن حمود از خروج المرتضى و آمدنش به جنگ او آگاه شد با مردم قرطبه كه احساس كرده بود به المرتضى گرايش دارند دل ديگر كرد و دست بربر را بر ايشان گشوده داشت و بر آنان سخت گرفت و خلع سلاحشان نمود و بسيارى از اعيان را به زندان كرد - يكى از اين زندانيان وزير خود ابو الحزم بن جهور بود - و اموالشان را مصادره نمود . چون مردم قرطبه نشانههاى خشم و ستم را ديدند ، سرفرو داشتند و چندى خاموش شدند « 9 » .
ولى تقدير در كمين على بن حمود نشسته بود ، از اين قرار كه چون بسيج جنگ دشمنان كرد - و آنان در منطقهء جيان برگرد علم المرتضى جمع شده بودند - چند تن
هامش
( 6 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 3 / ص 127 .
( 7 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 3 / ص 125 - 127 .
( 8 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 3 / ص 125 . تنها ابن الخطيب مىگويد واقعه در سال 409 ه اتفاق افتاده است ، اعمال الاعلام ، ص 131 .
( 9 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 3 / ص 133 . ابن الخطيب ، اعمال الاعلام ، ص 129 .