دعوت على بن حمود پراكنده شد و حكام برخى ثغور جنوبى چون عامر بن فتوح الفائقى از موالى حكم المستنصر و وزير پسرش المؤيد كه در اين ايام حاكم مالقه بود به اين دعوت پاسخ دادند . خيران به او نوشت كه از آب بگذرد و نزد آنها آيد . على در اواخر سال 406 ه / 1016 م از سبته به جزيرة الخضراء آمد و در ميان پيروان بربر خود به مالقه رفت . عامر بن فتوح بر او سلام گفت و به عنوان ولايتعهد المؤيد براى او به دعوت پرداخت . خيران با سپاهيان خود بيامد و در شهر مرزى كوچك المنكب ، ميان مالقه و المريه به على بن حمود پيوست . دو زعيم دست اتحاد بههم دادند و قواى متحد خود را به انتظام آوردند و نقشهء كار را طرح كردند كه به قرطبه روند .
آنگاه با على بن حمود به شرطى كه در طاعت المؤيد باشد بيعت كردند و رهسپار قرطبه شدند . در طول راه زاوى بن زيرى و حبوس صنهاجى با جماعتى از بربرها از غرناطه برسيدند و به آنها پيوستند . خبر حركت اين شورشيان و آمدنشان به قرطبه براى جنگ ، به گوش سليمان المستعين رسيد . سليمان با سپاهى از بربرها از قرطبه بيرون آمد . دو سپاه در ده فرسنگى قرطبه به يكديگر رسيدند و ميانشان نبردى سخت درگرفت كه به هزيمت سليمان و كشته شدن جمع كثيرى از لشكريانش انجاميد . سليمان و پدرش حكم و برادرش عبد الرحمان در زمرهء اسيران بودند .
در روز بيست و هشتم محرم سال 407 ه / اول ژوييهء سال 1016 م على بن حمود به قصر قرطبه درآمد و به جستجوى هشام المؤيد پرداخت ، ولى او را نيافت . على بن حمود يقين داشت كه سليمان او را نكشته بلكه پنهان كرده است ، ولى چون دانست كه او را كشتهاند سليمان و پدر و برادرش را بياورد و به دست خود به انتقام خون او بكشت . سپس وفات هشام المؤيد را اعلام داشت و براى خود بيعت طلبيد . با او به خلافت بيعت كردند و الناصر لدين اللّه لقبش دادند . مدت خلافت سليمان - بار دوم - از آن هنگام كه به قرطبه داخل شد سه سال و چند ماه بود « 5 » .
بدينگونه حيات دولت امويان در اندلس به پايان آمد ؛ دولتى كه از آغاز عصر امارت تا پايان عصر خلافت به مدت دويست و شصت و دو سال مدت گرفته بود و پايههاى
هامش
( 5 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 3 / ص 116 ، 117 ، 119 و 120 . ابن خلدون ، العبر ، ج 16 ص 221 و ج 4 / ص 153 . المراكشى ، المعجب ، ص 24 ابن الخطيب ، اعمال الاعلام ، ص 129 .
المقرى ، نفح الطيب ، ج 1 / ص 224 .