فصل دوم دولت بنى حمود
چون در ايام حكم المستنصر به دولت ادريسيان در مغرب اقصى پايان داده شد ، سپس در ايام المنصور محمد بن ابى عامر بقاياى ايشان تارومار شدند و مغرب به صورت ولايتى تابع حكومت قرطبه درآمد ، بسيارى از زعماى اين خاندان در انحاى مختلف پراكنده شدند و تا از گزند حكومت جديد در امان مانند متوارى گرديدند ، ولى در همه حال چشم به راه روزى بودند كه قدرت از دست رفته را بازگردانند . جمع كثيرى از ايشان به اندلس مهاجرت كردند . اين بربرها و مغربيان تحت لواى دولت عامرى - در اواخر ايام آن دولت - آرميدند و در استحكام مبانى دولت و سپاه ايشان ياريها نمودند .
چون دولت عامريان روى در زوال نهاد و پريشانى و هرجومرج سراسر قرطبه را فراگرفت بربرها خود يكى از جناحهاى بارز اين معركه بودند ؛ معركهاى كه بر سر خلافت و حكومت در گرفته بود . چون امويان به دست محمد بن هشام ملقب به المهدى در نخستين ضربهاى كه بر پيكر دولت عامرى فرود آوردند پيروز شدند بربرها كه مورد سركوبى و تعقيب قرار گرفته بودند به جناح مخالف پيوستند . در واقع خصومت ميان امويان و بربرها ريشه در سالهاى دور تر دارد . امويان معتقد بودند كه