بربرها در غصب سلطهء بنىاميه به دست منصور بن ابى عامر بهترين ياران او بودهاند .
چون بربرها در تلاش براى سرنگون ساختن خلافت محمد بن هشام شكست خوردند گرد خصم او سليمان المستعين را گرفتند تا به وسيلهء او بتوانند بار ديگر به قدرت رسند .
در كشمكشى كه ميان دو گروه درگرفت بربرها پيروز شدند و سليمان را به عنوان خليفه بر مسند نشاندند و خود نيز مقامات و مناصب مهم دولتى را اشغال كردند و رياست شهرهاى جنوبى را از آن خود نمودند .
در ميان زعماى مغربيان كه در معركهء پيروزمند قرطبه بربرها را رهبرى كرده بودند دو تن از اعقاب ادريسيان بودند : على و قاسم پسران حمود بن ميمون بن حمود .
مىدانيم كه ادريسيان نسب به حسن بن على بن ابيطالب [ ع ] مىرسانند و بر طبق اين قول على و قاسم ، علوى و از سلالهء اهل بيت بودند . اين سخنى است كه علامهء نسابه ابن حزم مىگويد و نسب على و قاسم را به ادريس بن عبد اللّه بن الحسن بن الحسن بن على مىرساند « 1 » . عبد الواحد المراكشى و ابن عذارى و ابن الخطيب نيز براين عقيدهاند « 2 » .
اين نسب علوى و اين نژاد اصيل عربى را كه بنى حمود به خود بسته بودند اگر درنظر نگيريم اين خاندان از هر حيث به بربر انتساب داشتند و صبغهء بربرى برآنان غلبه داشت ، آنسان كه به زبان عربى سخن نمىگفتند . زبانشان بربرى بود .
ابن الخطيب آنگاه كه از على بن حمود حكايت مىكند به اين امر اشارت دارد « 3 » .
و ديديم كه سليمان المستعين هنگامى كه پس از پيروزى بربرها بر قرطبه خلافت را بار ديگر به چنگ آورد ، على و قاسم را به ولايت ثغور مغرب فرستاد : على را حكومت سبته داد و قاسم را حكومت جزيرة الخضراء و طنجه و اصيلا . و اين در اوايل سال 404 ه / 1013 م بود .
به هنگامى كه بربرها بر ولايات و ثغور جنوبى مستولى شده بودند غلامان عامرى از آغاز شعلهور شدن آتش فتنه ، در مشرق اندلس استقرار يافته و بر بسيارى از ثغور شرقى مستولى شده بودند . مقدم اينان يكى مجاهد بود كه بعدها دانيه و
هامش
( 1 ) . ابن حزم ، جمهرة الساب العرب ( قاهره ) ، ص 43 و 44 .
( 2 ) . المراكشى ، المعجب ، ص 24 ، ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 3 / ص 119 . ابن الخطيب ، اعمال الاعلام ، ص 128 .
( 3 ) . ابن الخطيب ، اعمال الاعلام ، ص 121 .