در دست داشته باشد جانبدارى مىكردند ، به استقبالش رفتند « 6 » . سليمان المستعين بعضى از غلامان صقلابى را به نگهبانى از هشام المؤيد كه در يكى از حجرههاى قصر محبوس بود برگماشت و بربرها را تا با عامه برخورد نكنند در مدينة الزهراء جاى داد . مع ذلك بازهم بر دروازههاى قرطبه ميان آنان و مردم كشمكش درمىگرفت . از نخستين كارهاى سليمان بن حكم آن بود كه پيكر عبد الرحمان بن المنصور را از سر دار فرودآورد و غسل داد و در خانهء پدرش به خاك سپرد . سانچو گارسيا به قصر درآمد . سليمان به استقبالش رفت و به اكرام تمام درآورد و بر او و يارانش خلعت پوشيد . سانچو به لشكرگاه خود بازگرديد . بربرها وعده دادند كه به تعهد خود عمل خواهند كرد و چون استقرار يافتند آن دژها به او تسليم خواهند نمود . سانچو پس از آنكه صد تن از سپاهيان خود را در ربض منية العقاب باقى گذاشت ، از قرطبه خارج شد .
اما محمد بن هشام ، ملقب به المهدى چون به طليطله رسيد بار ديگر به تدبير كار خود پرداخت . ثغور همچنان در فرمان او باقىمانده بودند . واضح به او پيوست و زمام كارها به دست گرفت . چون سليمان بن حكم از وضع و حال المهدى و واضح آگاه شد با لشكر خود از قرطبه خارج شده رهسپار طليطله گرديد و مردم طليطله را به دعوت خود خواند . مردم سربرتافتند . سليمان قواى خود را به مدينهء سالم بازگردانيد و چون در استمالت مردم طليطله شكست خورد ، در اواخر شعبان سال 400 ه از بيم فرارسيدن سرما به قرطبه بازگرديد . در خلال اين احوال واضح به طرطوشه از شهرهاى مرزى ثغر اعلى رفت و با امير برشلونه كنت رامون بورل و دوست او امير اورقله كنت ارمنگو ديدار كرد و از آنان خواست كه او را با لشكرى در مقابله با بربرها يارى كنند . آنان نيز تحت شرايطى سخت قول به يارىاش دادند . از جملهء شروط يكى آن بود كه به آنان طعام و شراب دهد و هريك از آن دو را هر روز صد دينار و هر سپاهى را در روز دو دينار بدهد و هرچه مسيحيان از اموال و اسلحهء بربر به دست آوردند از آن خودشان باشد و مدينهء سالم را كه به هنگام رفتن به طليطله از آن مىگذرند پس از آنكه مسلمانان آن را تخليه كردند به آنان تعلق گيرد « 7 » .
هامش
( 6 ) . ابن بسام ، الذخيره ، القسم الاول ، ج 1 / ص 30 و 31 . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 3 / ص 89 و 90 .
( 7 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 3 / ص 94 .