اتفاق افتاد . المهدى پس از هزيمت به قرطبه بازگرديد . همپيمانان مسيحىاش از قرطبه به بلاد خود بازگشتند . بربرها به جنوب به ناحيهء ريه درآمدند . در آنجا سليمان المستعين با ياران خود به آنها پيوست و دو گروه بار ديگر براى استيلاى بر قرطبه طرح يك لشكركشى ديگر ريختند .
المهدى به استحكامات قرطبه پرداخت . گرداگرد آن خندق كند و پشت خندق بارويى برآورد و آمادهء دفاع نشست و به اين گمان كه بربرها به قرطبه باز خواهند گشت به جمعآورى لشكر پرداخت . در اثناى اين احوال واضح از خودكامگيهاى المهدى محمد بن هشام و بدخويى و حماقتهاى او و ميگساريها و بدمستيهايش به جان آمده بود و از ديگر سو غلامان عامرى و مقدم بر همه واضح از معاملهء او با هشام المؤيد و بنى عامر ملول شده بودند و كينهء او در دل مىپرورانيدند . جماعتى از اين غلامان كه به شاطبه رفته بودند بازگشته بودند و در ميان آنان دليرانى چون خيران و عنبر بودند . اينان بر ضد المهدى توطئه ساز كردند و هشام را از زندانش بيرون آوردند و به خلافت نشاندند و المهدى محمد بن هشام را در برابرش حاضر كردند و گردنش را زدند و جسدش را از بام به زير افكندند . سر او بر نيزه كردند و در كوچه گردانيدند . اين حادثه در ماه ذو الحجهء سال 400 ه / ژوييهء سال 1010 م اتفاق افتاد « 11 » .
بدين طريق هشام المؤيد پس از يك سلسله حوادث باز به خلافت رسيد . در اين هنگام چهل و هفت سال از عمرش گذشته بود و از خلافتش سى و چهار سال . در اين مدت اندلس با يك سلسله حوادث روبهرو شد كه پيش از اين همانند آن را نديده بود ؛ چون قيام حاجب المنصور بن ابى عامر و تشكيل دولت عامريان و پنهان ماندن خليفه در سايهء نظام خودكامهء بنى عامر و انقلاب بر ضد دولت عامريان و بازگشت خلافت اموى به گونهاى رنگباخته به دست حادثهجويانى چون محمد بن هشام المهدى و سليمان المستعين و صحنهسازى مرگ هشام ، سپس آشكار كردن و بازگرداندن او به خلافت چون بازگشت شبحى از اشباح گذشته تا بازيچهاى در دست واضح و ياران او غلامان عامرى باشد ، و دورشدن بربر و كشته شدن المهدى .
طبعا واضح منصب حاجبى خليفهاى را كه خود ساخته بود به عهده گرفت .
هامش
( 11 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / ص 150 . ابن الاثير ، الكامل ، ج 8 / ص 226 . ابن بسام ، الذخيره ، القسم الرابع ، ج 1 / ص 32 . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 3 / ص 96 ، 99 و 100 .