و شهوات خويش برگرفت و به شرابخوارى پرداخت و در فسق و فجور در نهان و آشكار افراط كرد ، آنسان كه عطوفت و احترام بسيارى از ياران را از دست داد .
جمعى كثير از مردم را بكشت يا به حبس فرستاد . مقدم بر اينان ولىعهد خود سليمان بن هشام بود كه او را با جماعتى از قريش زندانى كرد . قريب به هفت هزار تن از سپاهيان را از كار اخراج نمود و ارزاقشان را ببريد . اينان نيز يكى از عناصر آشوب و شورش شدند . بربرها را هرچه بيشتر از نظر بينداخت و آنان را هدف كنايهها و طعن و لعنها ساخت ، تا آنجا كه خشم و كينهء او نسبت به بربرها امرى شايع شد . هر گروه از گروه ديگر احتراز مىكرد و مىترسيد از او شرى زايد .
هشام بن سليمان بن الناصر ، پدر سليمان بن هشام كه زندانى شده بود محمد بن هشام را سرگرم عياشيها و بادهخواريها و سركشيهاى خود ديد . بر عاقبت كار بنىاميه بترسيد . دست به اقداماتى زد شايد محمد بن هشام را از خلافت خلع كند . جماعتى از مخالفان او نيز گردش را گرفتند و مقدم ايشان غلامان عامرى و طوايف بربر و ديگر مخالفان محمد بن هشام بودند . اينان قصر المهدى محمد بن هشام را محاصره كردند و او در قصر بود . محمد بن هشام قاضى ابن ذكوان و ابو عمر بن حزم را نزد هشام بن سليمان فرستاد تا او را به سبب كارى كه كرده است سرزنش كنند و دستور داد سليمان بن هشام را نيز از زندان آزاد نمايند . ميان آن دو رسول و هشام بن سليمان گفتگوهاى شديد شد كه در ضمن آن هشام بن سليمان گفت كه خود از محمد بن هشام به خلافت سزاوارتر است . آن دو بازگشتند . مردم ربض غربى بيامدند و المهدى محمد بن هشام به يارى ايشان لشكر به جنگ مخالفانش بيرون آورد . دو روز ميان دو گروه نبرد بود تا آنگاه كه هشام بن سليمان و ياران او ، غلامان عامرى و بربرها شكست خوردند و هشام و پسرش و برادرش ابوبكر و جماعتى از زعماى بربر و عامريان اسير شدند . مهدى فرمان داد همه را بكشند « 2 » . جمعى به خانههاى بربرها حمله كردند و دست به غارت و ويرانى زدند تا شب دررسيد . اين واقعه در اواخر شوال سال 399 ه / ژوييه سال 1009 م اتفاق افتاد . بربرها به دفاع برخاستند . قسمت اعظم آنان به ارملاط « 3 » در حوالى قرطبه رفتند .
ميان بقاياى آنان كه در قرطبه مانده بودند با مردم شهر نزاع درگرفت . المهدى مردم را
هامش
( 2 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، از ابن حيان ، ج 3 / ص 84 .
( 3 ) . به اسپانيايىotallemidauG .