تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧
خواص يارانش گرداگردش بودند . محمد آهنگ آن كرد كه شب را در نور شمعها بگذراند . برخاست و مردم را از قصر براند و از بامها دور كرد و آنان را از هتك‌حرمت اهل حرم منع نمود . پسر عم خود محمد بن مغيره را در مسند شرطه جاى داد و برادر ديگرش عبد الجبار بن مغيره را مقام حاجبى داد . آنگاه سليمان بن هشام يكى از خويشاوندان خود را فراخواند و ولىعهد خود گردانيد . سپس نزد خليفه هشام كس فرستاد ، او را بياوردند و در باب گشوده داشتن دست بنى عامر ملامتش كرد و از او با تهديد و وعيد خواست كه خود را خلع كند . هشام المؤيد بر خود بلرزيد و بپذيرفت . محمد بن هشام در حال پسر عمان و بزرگان خاندان خويش را فراخواند و چند تن از اعيان و وزرا و قضاة را در دل شب آوردند . هشام در حضور برخى از آنان خلع خود اعلان كرد و چند حله از حله‌هاى فاخر خلافت را به محمد تقديم كرد و بدين طريق مراسم خلع به پايان آمد . هشام المؤيد سى و سه سال و چند ماه خلافت كرده بود . از اين شب محمد بن هشام بن عبد الجبار بن عبد الرحمان الناصر به خلافت نشست و المهدى لقب يافت . اين واقعه در بامداد پگاه روز چهارشنبهء هفدهم جمادى الاخر سال 399 ه / شانزدهم فوريهء سال 1009 م اتفاق افتاد . مردم از ديگر جايهاى قرطبه نزد محمد بن هشام شتافتند ، گرداگرد او حلقه زدند و بيعتش را تأييد كردند . در او چنان مىنگريستند كه يك قهرمان رهاننده ، زيرا او نخستين كسى بود كه رودرروى بنى عامر ايستاد و به ملك ايشان پايان بخشيد . مردم احساس كردند كه كابوس وحشتناك عامرى سقوط كرده و دورهء تازه‌اى آغاز شده است ، ولى هرگز به خاطرشان نمىگذشت كه ممكن است اين تحول سرآغاز يك عصر محنت‌زا باشد كه به زودى به همهء نعمات عصر عامريان از آرامش و آسايش و امنيت پايان خواهد داد . در همان هنگام مدينة الزاهره مركز و ملجاء بنى عامر عرصهء هجوم ديگر گرديده بود . نگهبانان شهر را از آنچه در قرطبه گذشته بود آگاه كردند . عبد اللّه بن مسلمه باروها و درها را در ضبط آورد و همهء سپاهيانى را كه در خدمت داشت گردآورد ، هفتصد تن بودند . آمادهء دفاع شدند . محمد بن هشام انبوهى از مردم را با طايفه‌اى از يارانش به الزاهره فرستاد . اينان شهر را در ميان گرفتند و كوشيدند بدان داخل شوند ، ولى نظيف خادم و نصر المظفرى كه از غلامان عامرى بودند با جمعى ديگر از غلامان ،
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 627 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان