تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 605

مساهمون:

ص٦٠٥
و قد قدم النصر العزيز لواءه * و قبل طلوع الشمس ينبلج الصبح
هنوز از اين پيروزى زمانى نگذشته بود كه امير برشلونه كنت رامون بورل سوم سفيرى به قرطبه فرستاد و خواستار صلح گرديد . از سفيران فرنگ به همان شيوهء پيشين استقبالى شايان به عمل آمد . و اين آخرين بار بود كه ابهت و فخامت خلافت اندلس خودنمايى كرد « 8 » . به سبب هيبتى كه عبد الملك در نفوس ملوك مسيحى داشت ، پادشاهان مسيحى او را در كارهاى خود حكم قرار مىدادند . امير قشتاله كنت سانچو گارسيا و مننديث گونثالث زعيم جليقيه و سرپرست پادشاه خردسال ليون شكايت خود نزد او بردند . الفونسوى پنجم پادشاه ليون در اين ايام كودكى ده ساله بود . مادرش البيره خواهر سانچو گارسيا بود . سانچو مىگفت كه او به سرپرستى پسر خواهرش پادشاه خردسال سزاوارتر از مننديث گونثالث است . چون هردو طرف متخاصم نزد عبد الملك بن المنصور به حكميت آمدند ، قاضى مسيحى اصبغ بن سلمه را بخواند تا اين نزاع را فيصله دهد . قاضى رأى داد كه مننديث گونثالث سزاوارتر است . پس مننديث گونثالث همچنان در سرپرستى پادشاه ليون باقى ماند تا در سال 398 ه / 1008 م به ناگاهان كشته شد « 9 » . ظاهرا سانچو گارسيا از چنين حكمى راضى نبود ، ازاين‌رو گاه ديگران را وامىداشت كه به سرزمينهاى مسلمانان تجاوز كنند و گاه خود مرتكب چنين عملى مىشد . درهرحال عبد الملك در تابستان سال 394 ه / 1004 م به قصد اراضى قشتاله لشكر در حركت آورد و در آن حوالى دست به كشتار و تاراج زد . سانچو مقاومتى نكرد و عبد الملك به قرطبه بازگرديد . سانچو ناچار شد تقاضاى صلح كند و خود به قرطبه آمد . عبد الملك از او به شايستگى استقبال كرد و با او پيمان صلح بست . سانچو تعهد كرد كه عبد الملك را در غزواتش بر ضد مملكت ليون و بر ضد دشمنان او بنى غومس و غير آن يارى دهد .
هامش
( 8 ) . ابن بسام ، الذخيره ، القسم الرابع ، ج 1 / ص 64 . ( 9 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / ص 181 . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 3 / ص 10 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 605 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان