سپاهى نيز از مسيحيان برسيد . اينان را كنت سانچو گارسيا بنابر معاهدهاى كه با پدرش ابن ابى عامر بسته بود گسيل داشت .
عبد الملك راه خود به سوى ثغر اعلى ادامه داد . چند روزى در سرقسطه بياسود ، سپس از آنجا بيرون آمد و به مرز اسپانيا يا به عبارت ديگر به امارت برشلونه راند ، زيرا در ايام پدرش امراى آنجا راه تجاوز سپرده بودند . و برفت تا به دژ سلسله يكى از دژهاى نيرومند واقع در جنوب جبال مونسيش رسيد . واضح دژ مدنيش « 5 » را تسخير كرد و او خود دژ ممقصر « 6 » را محاصره نمود و پس از نبردى سخت بر آن مستولى گرديد و پادگان آنجا را تارومار كرد . مسلمانان پس از اين پيروزى سراسر حوالى برشلونه را زير پى سپردند و بسيارى از دژهاى دشمن را با خاك يكسان كردند و غنايم و اسيران بسيار بهدست آوردند .
عبد الملك و لشكرش عيد فطر را در حوالى برشلونه برگزار كردند و جشن با شكوهى گرفتند . طبقات مختلف سپاه به تهنيت نزد او آمدند . عبد الملك از لشكرگاه خود نامهاى به انشاى احمد بن برد دبير خود به قرطبه فرستاد و شرح و توصيف فتح خود بنوشت ، يكى به عنوان خليفه هشام المؤيد و يكى تا در مسجد جامع قرطبه قرائت شود .
عبد الملك سپاه خود را از شهر لارده بازگردانيد و ثغر اعلى را به سوى جنوب درنورديد و به قرطبه آمد و در پنجم ذو القعده وارد قرطبه شد . در آنجا اكابر و علما به تهنيتش آمدند . عبد الملك برفور به نزد خليفه هشام رفت . هشام او را بهگونهاى شايان استقبال نمود و منزلتش برافراشت و از جامه و سلاح خويش بر او خلعت پوشانيد . حاجب نيز سپاس گفت و بر دست او بوسه زد . روز بعد در قصر خود الزاهره جلوس كرد و هيأتهاى مختلف به شادباش او آمدند و آن روز يكى از روزهاى ديدنى و فراموش ناشدنى بود « 7 » .
ابن دراج القسطلى در تهنيت اين فتح قصيدهاى سروده به اين مطلع :
بداريح السعد و استقبل النجح * فباللّه فاستفتح فقد جاءك الفتح
هامش
( 5 ) . به اسپانيايىayeM .( 6 ) . به اسپانيايىertsagamnoM .ابن الخطيب حصن منغض ضبط كرده ، اعمال الاعلام ، ص 87 .
( 7 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 3 / ص 5 - 9 . ابن الخطيب ، اعمال الاعلام ، ص 87 .