تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
دنبال كرد و آنان را در امارت خود باقى گذاشت . چون در سال 391 ه زيرى بن عطيه زعيم مغراوه درگذشت محمد بن ابى عامر پسرش المعز را چنان كه گفتيم حكومت مغرب داد . چون عبد الملك به مقام حاجبى منصوب شد المعز فرمانبردارى خويش اعلام كرد و نام او بر منابر مغرب در خطبه‌ها بياورد . عبد الملك نيز فرمان حكومت مغرب را براى او صادر كرد و او را در سال 393 ه بر سراسر قلمرو او در اقطار مغرب ابقاء نمود ، البته با اين شرط كه هر سال مقادير معينى اموال و اسب و سلاح به حكومت قرطبه بپردازد . المعز در تمام دوران حكومت عبد الملك و ايام حكومت برادرش عبد الرحمان به عهد خويش وفادار ماند « 3 » . عبد الملك خواست سنت پدر را در غزو ممالك مسيحى از سرگيرد و اجازه ندهد كه آنان طعم صلح و آسايش را بچشند . پادشاهان مسيحى با مرگ ابن ابى عامر نفس راحتى كشيده بودند و مىپنداشتند كه اوضاع دگرگون گشته و خطر غزوات اسلامى فروكش كرده است ، ولى به زودى اين آرزو برباد رفت . هنوز چند ماهى از فرمانروايى عبد الملك نگذشته بود كه بسيج نخستين رزم خود كرد و ساز و برگ فراوان فراهم ساخت . جماعات كثيرى از طوايف و زعما و داوطلبان از آن سوى آب از عدوهء مغرب به قرطبه آمدند تا در غزوات شركت جويند . عبد الملك همه را صلات و ارزاق بخشيد و هرچه سلاح در خزانه داشت به آنان داد . عبد الملك بن المنصور در ماه شعبان سال 393 ه / ژوئن سال 1003 م از مدينة الزاهره بيرون آمد . در روايات منظرهء بيرون آمدن او از شهر براى جنگ توصيف شده گويند : « او غرق در اسلحه بر مردم آشكار شد . زره درخشندهء تازه‌اى بر تن داشت و كلاه‌خودى هشت‌ترك و زرنگار كه در نور خورشيد مىدرخشيد بر سر گذاشته بود . سرداران و موالى و غلامان خاص كه در شايان‌ترين تعبيه صف بسته بودند پيشاپيش او در حركت آمدند ، در حالىكه وزرايى كه آهنگ جنگ داشتند او را در ميان گرفته بودند . » « 4 » چون از شهر بيرون شد نخست رهسپار طليطله گرديد و از آنجا به مدينهء سالم بازگرديد . در آنجا سردار و غلامش واضح با لشكر خود به او پيوست و در همان وقت
هامش
( 3 ) . المقرى ، نفح الطيب ، ج 2 / ص 198 . السلاوى ، استقصاء ، ج 1 / ص 95 . ( 4 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 3 / ص 5 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 603 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان