تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠
شود . البته او گاه به يارى كنتها و يا بعضى از سرداران به چنين سلطه‌اى دست مىيافت . آنگاه ويژهء خود لشكر و سپاهى داشت كه اراضى خويش از شر اجانب و اشرافى كه قصد تعرض داشتند ، حفظ مىكرد « 8 » . ملاحظه مىكنيم كه اين نظام سياسى با روحيهء عميق فئودالى آن‌كه قدرت را ميان طوايف و گروهها و خاندانها توزيع مىكند بدان‌گونه كه دولتهاى كوچكى داخل دولت قرار مىگيرند ، به كلى با نظام سياسى دولت اسلامى اندلس تباين دارد . و ديديم كه چگونه تخت خلافت از همان آغاز مىكوشيد تا قدرت مركزى دست‌نخورده بماند و چسان امراى بنى اميه از عبد الرحمان الداخل همهء كوشش خود را براى خاموش كردن گرايشهاى قبيلگى و درهم كوبيدن رياست آن صرف كردند . چون نوبت به عبد الرحمان الناصر رسيد او عصبيت قبيلگى را درهم شكست و به رياست قبايل عربى به صورت نهايى پايان داد و همهء قدرت را به تخت خلافت معطوف داشت . از آن پس دستگاه خلافت هيچ‌گونه گرايش استقلال‌طلبانه را تحمل نمىكرد مگر نسبت به بعضى از مرزهاى دوردست چون طليطله و سرقسطه كه آن هم بيشتر به علل سياسى و نظامى بود .
هامش
( 8 ) .. 992 - 392 . p . I . loV . dibi : arimatlA . R
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 600 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان