و چند سال با دولت اسلامى اسپانيا در زدوخورد بود و عاقبت بدان پايان بخشيد .
در اين زمان عبد العزيز بن موسى منطقهء ساحلى ميان مالقه و بلنسيه را فتح كرده بود و آتش فتنهاى را كه در اشبيليه و باجه افروخته شده بود خاموش كرد .
لبله و ديگر پايگاهها و دژهاى آن را فتح كرد . عبد العزيز بن موسى با ملل مغلوب به مدارا و تسامح رفتار كرد و در اجراى احكام و گرفتن خراج و ديگر اموال راه افراط نپيمود . معاهدهنامهء او با تيودمير بهترين دليل براين سياست معتدل اسلامى و آسانگيرى و چشمپوشى آن است . اينك نص آن معاهده را آنسان كه غزيرى در معجم خود آورده است مىآوريم تا نمونهاى از معاهدات سياسى در اسلام عصر فتوحات باشد .
« نسخهء معاهدهنامهء ميان عبد العزيز بن موسى و تدمير عبدوش . بسم اللّه الرحمن الرحيم . از عبد العزيز به تدمير . عبد العزيز به صلح راضى شد و در برابر خدا متعهد مىشود و به ذمه مىگيرد كه ملك او و املاك هيچ يك از مسيحيان را نستاند و آنان را نكشد و ايشان و زن و فرزندانشان را برده نسازد و مجبورشان نكند كه از دين خويش دست بردارند و كليساهايشان را تا هنگامى جايگاه عبادت و موعظه است ، به آتش نكشد . و آنچه بر عهدهء اوست اين است كه هفت شهر خود يعنى اوريواله و بلنتله و لقنت و موله و بقسره و انه و لورقه را به او صلح كند و دشمنان ما را مأوى ندهد و در امانت ما خيانت نورزد و خبرى را كه مىداند از ما پوشيده ندارد . بر او و اصحابش مقرر است كه هريك در سال يك دينار و چهار مد گندم و چهار مد جو و چهار قسط طلا و چهار قسط سركه و دو قسط عسل و دو قسط روغن زيتون بپردازد و هر بردهاى نصف اين مقدارها . اين معاهدهنامه در چهارم رجب سال 94 ه نوشته شد . شهادت داند براين . . . الخ » « 32 »
موسى بن نصير آمادهء بازگشت به دمشق شد تا فرمان خليفه را گردن نهاده باشد .
پيش از حركت از اندلس تا آنجا كه مىتوانست اوضاع آن خطه را سروسامان داد .
پايتخت خود را به اشبيليه برد « 33 » و اين بدان سبب بود كه اشبيليه به دريا نزديك بود .
هامش
( 32 ) . الغزيرى اين نص را در معجم خود از پارهاى نسخههاى خطى اسكوريال نقل كرده و با ترجمهء لاتينى آن مقابله نموده. 501 . p . II . V . dibi : irisaC( 33 ) . عربها اشبيليه را از نام اصلى آن هيسپالىilapsiHگرفتهاند . اسپانيايىها آن را تحريف كرده سويلياailiveSخواندند و در جغرافياى جديد نيز چنين است .