تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 594

مساهمون:

ص٥٩٤
مملكت قشتاله روى به ضعف نهاد و بار ديگر تا مدتى آرامش برقرار شد . چون عبد الرحمان الناصر بمرد و پسرش حكم المستنصر جاى او را گرفت از پادشاه ليون خواست قلعه‌هايى را كه متعهد شده بود به پدرش تسليم كند اينك تسليم نمايد و از پادشاه ناوار نيز خواست كه اسير خود فرنان گونثالث امير قشتاله را به او بسپارد . آن دو پادشاه خواهشهاى او را رد كردند . گارسيا اسير خود فرنان گونثالث را آزاد نمود و او به پايتخت خود برغش شتافت و خويشاوند خود اردونيوى چهارم را دستگير كرد و تحت الحفظ به حدود بلاد اسلامى فرستاد . اردونيو در آنجا به سردار سپاه ، غالب حاكم بلاد مرزى پناه برد ، سپس با او به دادخواهى نزد حكم آمد . حكم چنان كه گفتيم او را با استقبال شايانى بپذيرفت . فرمانروايى گارسيا سانشز تا سال 970 م ادامه داشت . مادرش تيودا كه اكنون پيرزالى شده بود همچنان بر اعمال او نظارت داشت و تا زمان مرگش سال 960 م در فرمانروايى با پسر مشاركت داشت . چون گارسيا سانشز درگذشت پسرش سانچو گارسياى دوم به‌جايش نشست . مملكت ناوار در اين هنگام گسترش يافته بود و جز ولايت اصلى ناوار ، ولايات كانتبريا و سوبراربه و رباگورسا را نيز دربرگرفته بود و چنان توانمند شده بود كه سانچو از تاخت‌وتاز در اراضى اسلامى ابايى نداشت . محمد بن ابى عامر در برابر اين جرئت و جسارت ايستاد و لشكر به ناوار برد و كوه و دشت را زير پى سپرد تا به پايتخت آن بنبلونه رسيد و آن را مورد حمله قرارداد . اين واقعه در سال 987 م بود . چون سانچو درگذشت پسرش گارسيا سانشز دوم به‌جايش نشست ، ولى فرمانروايىاش بيش از پنج سال نپاييد . در عهد او المنصور محمد بن ابى عامر بار ديگر در سال 999 م لشكر به ناوار برد و گارسيا در سال بعد وفات كرد . پسرش سانچوى سوم ملقب به كبير پس از پدر به پادشاهى رسيد .

4 . عناصر جامعهء مسيحى اسپانيا

پيش از اين از عناصر جامعهء مسلمان اسپانيا سخن گفتيم ، اينك لازم است از عناصر جامعهء مسيحى اسپانيا نيز سخن به ميان آوريم . در جامعهء مسيحى اسپانيا بعد از فتح اسلامى چيزى كه بتوان آن را روحيهء