حمايت يكى از اشراف قرار مىگرفتند . اينان جزئى از املاك خود را به سرورى كه حمايت ايشان را برعهده داشت واگذار مىكردند و مقدار معينى باج و ساو مىپرداختند و شخصا نيز هدايايى تقديم مىنمودند . البته اگر آن سرور شرايط حمايت را نيكو بجاى نمىآورد آزاد بودند كه از او ببرند و به ديگرى از اشراف بپيوندند .
بالاخره به اين طبقهء اخير ملحق بودند كشاورزان آزاد . اينان مردمى آزاد بودند كه صاحب زمين نبودند ، ولى از مالكان زمينى مىگرفتند و در آن زراعت مىكردند .
همچنين قشر ديگرى بود از بردگانى كه آزادى خود را بهدست آورده بودند . بر اينان بود كه به سرور يا مالك باج و خراجى معين بپردازند . اينان نيز هر وقت مىخواستند مىتوانستند كار خود را رها كنند .
در كنار اين جوامع آزاد مسيحى طبقهء بردگان يا به بردگى گرفتهشدگان نيز وجود داشت . وضع اينان با ايام سلطهء گوتها هيچ تفاوتى نكرده بود . طبقهء بردگان نيز از چند قشر مركب شده بود : بردگان دولت ، بردگان شاه ، بردگان كليسا و ديرها ( بردگان روحانيان ) ، بردگان اشخاص و بردگان زمين كه بدان پيوسته بودند . بردگان اشخاص اغلب اسيران جنگى بودند و برخى نيز اسيران مسلمان . اين قشرهاى بردگان تا قرن دوازدهم همچنان وجود داشتند ؛ از آن هنگام همه در يك طايفه يعنى بردگانى كه روى زمين كار مىكردند مندمج شدند .
بردگانى كه روى زمين كار مىكردند جزء مزاياى زمين به حساب مىآمدند و با انتقال زمين به مالك ديگر اينان نيز به او منتقل مىشدند . اينان به هزينهء خود بر روى زمين كشاورزى مىكردند ، سپس مقدارى از محصول را با باج و خراجهاى ديگر به سرور خود - خواه پادشاه يا اشراف يا كليسا - مىپرداختند . اين بردگان علاوه براين موظف به انجام خدمات ديگرى هم بودند ، چون شخم زدن زمين سرور خود يا جمعآورى محصولاتش و فشردن آب انگور براى شراب يا فشردن زيتون يا كار در بنايى كه مىسازد و امثال اينها . حقوق اين بردگان همان اجازهاى بود كه براى سكونت در ده يا مزرعه به ايشان داده مىشد . فروش مزرعه خود يكى از محنتهاى بزرگ اينان بود ، زيرا بسا مىشد كه ميان مرد و زنش يا ميان او و فرزندانش جدايى مىافگند .
اين طبقهء بردگان مركب بود از بردهزادگان يا كسانى كه در اثر يك حكم قضايى به بردگى محكوم شده بودند يا از اسيران جنگى ، و اينان نسبت به ديگر قشرهاى بردگان
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 596
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٥٩٦