تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 588

مساهمون:

ص٥٨٨
كه گفته بود بعضى از دژها مرزى را به مسلمانان تسليم دارد و بعضى را خراب كند ، وعده داد كه او را به پادشاهىاش بازگرداند . سپس او را به اموال و سپاه يارى داد و او به غزاى ليون رفت . ناواريان نيز در همان وقت ولايت قشتاله را از سوى مشرق مورد حمله قرار دادند . اين جنگ جديد خانگى به پيروزى سانچو و جلوس بار ديگر او بر تخت شاهى و فرار اردوينو به برغش انجاميد . سانچو پيمانى را كه با مسلمانان بسته بود بشكست و از تعهد خود سرپيچى كرد . قضا را عبد الرحمان الناصر پس از اندك زمانى درگذشت و مملكت ليون و ناوار زمانى چند آرامش يافت . فرنان گونثالث نغمهء ديگرى ساز كرد . او فرصت جنگ داخلى را مغتنم شمرد و اعلان استقلال قشتاله نمود و خود را فرمانرواى مستقل آن خواند و با حمله به سرزمينهاى اسلامى به توسعهء قلمرو خود پرداخت . كنت فرنان گونثالث مىخواست با مبارزه با مسلمانان وسيله‌اى براى قرار دادن هيبت خود در نفوس مسيحيان متعصب بيابد ، ازاين‌رو پىدرپى به مرزهاى اسلامى حمله مىكرد . فرنان گونثالث به قول مورخ اسپانيايى « مردى بود با نبوغى آميخته به خودخواهى و روحيه‌اى متجاوز و در كار خود بينا و دوستدار استقلال وطن خود قشتاله و آزادى آن از يوغ ليون . » « 3 » ديديم كه اردونيوى چهارم پادشاه مخلوع چگونه به حكم المستنصر پناه برد و چگونه خليفه او را در قصر الزهراء به نحو باشكوهى استقبال كرد و او را وعده داد كه تخت پادشاهىاش بازستاند و چسان سانچو از عاقبت اين اقدام بترسد و نزد حكم كس فرستاد و به فرمانبردارى از او اعتراف كرد و تعهد نمود كه هر پيمان كه در عهد الناصر بسته است اجرا خواهد كرد و چون خصم او اردونيو درگذشت بار ديگر هر پيمانى كه بسته بود بشكست . در چنين حالى حكم را چاره‌اى جز جنگ نبود و امراى مسيحى نيز راهى جز اتحاد پيش‌پاى خود نمىيافتند . پيش از اين شرح داديم كه چون سپاه اسلام در حركت آمد و به قشتاله تاختن آورد سپاه امير آن فرنان گونثالث در جنگ شنت اشتبن پراكنده شد . فرنان گونثالث و هم‌پيمان او سانچو پادشاه ليون هردو خواستار صلح
هامش
( 3 ) .. 163 . p . II . T . dibi : etneufaL otsedoM