راميرو مجبور شد در برابر غزوات مسلمانان حالت دفاعى خويش را حفظ كند .
فرنان گونثالث در اثناى اين احوال جاى پاى خويش محكم مىكرد و همهء كنتنشينهاى قشتاله را زير پرچم خود آورد تا بتواند يك وحدت سياسى ايجاد كند ، يا به عبارت بهتر امارتى مستقل كه پس از او به ميراث به فرزندانش رسد . فرنان گونثالث توانست به اين هدف خود نايل آيد « 2 » .
2 . مملكت ليون
در اوايل سال 950 م راميروى دوم پادشاه ليون درگذشت و بر سر جانشينى او جنگ داخلى بار ديگر آغاز شد . راميرو دو پسر برجاى نهاده بود : يكى اردونيو فرزند نخستين زنش ترزا و ديگر سانچو فرزند زن دومش اوراكا خواهر گارسيا پادشاه ناوار . اردونيو كه بزرگتر بود مدعى بود كه او سزاوارتر به پادشاهى است ، ولى سانچو به پشتگرمى خويشاوندان مادرىاش در ناوار و جدهاش تيودا ملكهء ناوار و همچنين به اتكاى كنت فرنان گونثالث و مردم قشتاله با برادر به منازعه برخاست . كنت با آنكه اردونيو شوى دخترش بود به يارى كردن او ميل نداشت ، زيرا از روى اجبار دختر خود به اردونيو داده بود . ازاينرو دوست داشت كه در كنار سانچو قرار گيرد .
سانچو او را وعده داده بود كه املاك از دست رفتهاش را بازپس گرداند و آرزوى او را به استقلال قشتاله تحقق بخشد . با اين انگيزهها كنت در ناتوان ساختن مملكت ليون مىكوشيد ، شايد خود به نوايى برسد . بارى ، بدين طريق ميان اردونيو و لشكرهاى متحد طرفدار سانچو نبرد درگرفت ، ولى اردونيو بر دشمنانش پيروز شد و آنان را پراكنده ساخت و همهء عصيانگران را برجايشان نشاند و خود بر تخت استقرار يافت و تا خيانت پدرزن خود فرنان گونثالث را كيفر دهد دختر او را طلاق گفت و اين زن مجبور شد جريمهء خصومت پدرش با مملكت ليون را تحمل كند .
مسلمانان در اين نبردهاى داخلى فرصت را مغتنم شمردند و به اراضى ليون پىدرپى حمله كردند . از سوى ديگر اشراف ليون نيز بر ضد پادشاه خود در عصيان
هامش
( 2 ) ., anapsE ed airotsiH : arimatlA ; 07 . p , diC led anapsE aL : ladiP . M . R . 542 442 . p . I . loV