فصل سوم ممالك مسيحى اسپانيايى در خلال قرن دهم ميلادى
چون در نيمهء دوم قرن سوم هجرى / نهم ميلادى آشوبها و فتنههاى داخلى اندلس به اوج خود رسيد - و اين همان چيزى است كه اصطلاحا فتنهء بزرگش مىخوانند - نيروى نظامى مسلمانان در اين كشمكشها به ضعف گراييد و اسپانياى مسيحى از حمله و هجوم مسلمانان زمانى چند آسوده خاطر گرديد و نفسى به راحت كشيد و تنوتوشى يافت و روى به رشد و نمو نهاد و اساس حكومتهايش استوارى گرفت . هنوز قرن دهم ميلادى آغاز نشده بود كه مملكت ليون كه جانشين مملكت جليقيه شده بود تسلط خود را بر ولايت قشتاله يعنى اراضى وسطاى ناحيهء شمال اسپانيا بسط داده بود و از حيث نيرومندى به سطحى رسيد كه مىتوانست با مملكت اسلامى درگير نبردى سخت شود .
ديديم كه اين نبرد در عهد عبد الرحمان الناصر به اوج خود رسيد و با آنكه عبد الرحمان الناصر توانسته بود فتنهها را فرونشاند و قدرت رزمى اندلس را احياء كند ولى پادشاه مسيحى اردونيوى دوم توانست در نبرد شنت اشتبن در سال 917 م بر قواى مسلمانان پيروز گردد .
جنگ سنت اشتبن و چند بار ديگر تجاوز مسيحيان به اراضى اسلام براى حكومت قرطبه هشدارى عظيم بود . ولى مرگ اردونيوى دوم در سال 925 م اين شور و شوق