تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
ابن حيان زندگى او را در اين عبارات ترسيم مىكند : « ابن ابى عامر در اندلس همان رفتارى را با هشام داشت كه ديلميان در مشرق با خاندان عباس . المنصور به خواستهاى خود رسيد و در زندگى خويش كامياب گرديد و دولت خود بعد از خود براى فرزندان به ميراث گذاشت . بدون اينكه به سپاهى ويژهء خود نياز داشته باشد يا به عشيره‌اى متكى باشد يا مالى وافر هزينه كند صاحب چنان دولتى شد و رسوم و آثار دولت پيشين بزدود و راه و رسم خويش مجرا داشت . » « 32 » ابن الخطيب در چند جاى او را ستوده است : « . . . منصور پنجاه و هفت جنگ كرد و در همه پيروز شد و تا هنگام مرگ ستارهء اقبالش برفراز سرش مىدرخشيد . » « 33 » مورخ يسوعى اسپانيايى او را سياستمدارى بزرگ و سردارى توانا مىخواند كه هر شورشى را فرونشاند . در عين حال مردم دوستش مىداشتند و شهرت و هيبت او شهرت و هيبت همهء سرداران بزرگ را تحت الشعاع قرارداد . او هر شهرى را كه در برابرش مقاومت مىكرد فرومىكوفت ، ولى اجازه هم نمىداد سپاهيانش با مردم شهرى كه تسليم او شده‌اند رفتارى ناپسند داشته باشند « 34 » . مورخ اسپانيايى ديگر مىگويد : « اسلام در اسپانيا در ايام ابن ابى عامر به اوج قدرت خود رسيد . مسيحيان شمال حالت دفاعى به خود گرفتند و همواره چون محنت‌زدگان گويى زنده‌اند تا براى دولت اموى جزيه بفرستند و اسلحه تهيه كنند يا اسير فراهم سازند . » « 35 » دوزى در باب او چنين نتيجه‌گيرى مىكند : « المنصور از جهات مختلف مردى بزرگ بود ، ولى هنگامى كه به مبادى خلقيات او مىنگريم نمىتوانيم دوستش بداريم و دشوار است كه از او دچار اعجاب شويم . » « 36 »
هامش
( 32 ) . ابن بسام ، الذخيره ، القسم الرابع ، ج 1 / ص 43 . ( 33 ) . ابن الخطيب ، اعمال الاعلام ، ص 58 و 74 و 75 . ( 34 ) .. alonapsE arutluC al ed y anapsE ed acitirc airotsiH : uedsaM . J( 35 ) .. 27 . p . diC led anapsE aL : ladiP . M . R( 36 ) .. 572 . p . II . loV . tsiH : yzoD