آن صرف كند ، نمىيافت . او بود كه دشمنان اندلس را سركوب كرد و امنيت و آرامش را به آن بازگردانيد .
منصور از آغاز كار دريافته بود كه براى تحقق صلح و امنيت در اندلس و برجاى خود نشاندن ممالك مسيحى ، يعنى سرسختترين دشمنانش ، بايد از يك نيروى عظيم نظامى برخوردار باشد . با چنين نيرويى است كه مىتواند دشمن را بترساند و دين را استحكام بخشد . ازاينرو همهء تلاش خود را براى اصلاح لشكر و تقويت آن با همهء وسايل نبرد به كار برد . منصور در اين راه بخصوص به بربرها اعتماد مىكرد ، زيرا در اينان خوى بدويت و شجاعت بيشتر از مردم اندلس بود . بربرها را فوجفوج از آن سوى دريا به اندلس آورد و دست سخا بگشاد و بر عطاى ايشان بيفزود « 1 » . همچنين خيل كثيرى از مزدوران مسيحى اسپانيا را استخدام كرد و برايشان مزدها و مواجب خطير معين نمود . شمار اين مزدوران كه بيشترشان از مستعربين بودند در صفوف لشكر او چشمگير بود . منصور با پرداخت حقوق گزاف به آنها و با مساوات و مدارا رفتار كردن با آنها رضايت خاطرشان را فراهم مىآورد « 2 » . براى سپاه سازمانى محكم ايجاد نمود و با اموال گزافى كه در اين راه هزينه كرد بزرگترين لشكر اندلس را كه تا آن زمان همانندش ديده نشده بود به وجود آورد . اين لشكر عظيم ، همپشتيبان دولت و سلطهء او بود و هم نيرومندترين عامل دفاع از وطن و هم سلحشورترين نيرو براى غزو و جهاد . براى سنجش اهميت سپاه اندلس و كفايت آن در عهد ابن ابى عامر همين بس كه قريب يك ربع قرن هر بهار و هر تابستان آن را به اراضى مسيحيان گسيل مىداشت و در همان هنگام افواجى به مغرب مىفرستاد و اين لشكر مىتوانست در دو جبهه وظيفهء خود را به خوبى انجام دهد . اين لشكر منظم به چنان قدرتى مبدل شد كه ابن ابى عامر در سال 388 ه / 998 م فرمانى صادر كرد كه به هنگام لشكركشى مردم را مجبور نكنند كه به صفوف لشكر پيوندند . خطبا هنگامى كه فتحنامهها را مىخواندند ، اين فرمان را نيز مىخواندند و مىگفتند : « هركس خواستار خير باشد عملى خير كرده است و هركس كه رفتن به جنگ برايش دشوار نيست اجر و مزدش منظور است
هامش
( 1 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 299 ، 315 و 316 .
( 2 ) .) 7981 : dirdaM ( , anapsE ed sebarazoM sol ed airotsiH : tenomiS . 036 . p