فصل دوم اخلاق و صفات المنصور بن ابى عامر
محمد بن ابى عامر نابغهاى يكتا بود . مردى از ميان مردم كه به اوج قدرت رسيد .
ابن ابى عامر از ميان طبقهء متوسط جامعه برخاست و به بازوى همت راه خويش تا سرير فرمانروايى و رياست بگشود . براى آنكه به چنين مرتبى ارتقاء يابد نه از خاندانشاهى بود نه از كسانى كه بر امواج انقلاب سوار مىشوند . درست است كه در نخست اقبال به يارىاش برخاست ولى اراده و دورانديشىاش كمتر از اقبالش نبود . ابن ابى عامر به چنان مقامى رسيد كه هيچ يك از امراى اندلس حتى عبد الرحمان الداخل نيز بدان دست نيافته بود . مىتوان گفت كه عهد الناصر درخشانترين صفحات تاريخ اسپانياى مسلمان از جهت سياست و تمدن بود ، و عهد المنصور نه تنها فروتر از آن نبود بلكه از امتيازات بيشترى برخوردار بود . و اين امتياز قدرت عظيم نظامى او بود كه در سراسر شبه جزيره متجلى بود . اسپانياى مسيحى در عهد الناصر توانست فرصتى به دست آرد و آتش فتنههاى داخلى را برافروزد و قواى نظامى خود را تقويت كرده چند بار به اندلس لشكركشى كند و خرابيها به بار آورد . الناصر از مسيحيان در بعضى از اين لشكركشيها شكست مىخورد . اما در عهد المنصور ، اسپانياى مسيحى به ضعف و انفكاك دچار شده بود به نحوى كه به حالت مرگ رسيده بود و قريب به ثلث قرن از زير