اين بود خلاصهء آنچه كه راويان مسيحى در باب نبرد قلعة النسور آوردهاند .
چنان كه ملاحظه مىشود زمان وقوع اين حادثه را سال 1001 م ضبط كردهاند و مورخ از طبقهء جديدى از پادشاهان مسيحى نام مىبرد . اينان همه جانشينان آن عده از پادشاهانند كه برطبق روايات ديگر بر ضد ابن ابى عامر همپيمان شده بودند « 51 » .
بعضى از محققان جديد اسپانيا چون ساودرا و كودرا كوشيدهاند تا براى صحت اين روايت دليل بياورند ، ولى برخى ديگر از بزرگان محققان چون دوزى بر بطلان آن رأى دادهاند و مخالفت آن را با حقايق تاريخى مسلم دانستهاند . از جمله آنكه برمودو پادشاه ليون در سال 999 م درگذشته و گارسيا فرناندز كنت قشتاله در سال 995 م و گارسيا سانشز پادشاه ناوار در سال 1000 م مردهاند . چگونه مىتوانند اين سه در چنان جنگى باهم متحد شده باشند ، در حالى كه همه پيش از وقوع آن جنگ رخت از جهان بربستهاند ؟ از ديگر سو روايات اسلامى كه در ذكر شكستهاى لشكر اسلام هيچگاه پردهپوشى نمىكنند از اين جنگ و هزيمت هيچ نگفتهاند . سكوت آنان حاكى از آن است كه نه جنگى واقع شده و نه هزيمتى « 52 » . مورخ معاصر اسپانيايى منندث پيدال در تعليل اين روايت مىگويد كه ممكن است سانچو گارسيا كنت قشتاله در يكى از جنگها پيروزيى جزئى حاصل كرده باشد ، سپس داستانپردازان قشتاله آن را شاخ و برگ داده به گونهاى مبالغهآميز نقل كردهاند « 53 » .
پس از پايان جنگ المنصور محمد بن ابى عامر لشكر خود را به سوى جنوب راند . سخت ناتوان شده بود و بيمارىاش شدت يافته بود . قريب به دو هفته بر اسب ننشست و او را درون محفه حمل مىكردند تا به مدينهء سالم رسيد ؛ يكى از شهرهاى استوار مرزى . از آرزوهاى ابن ابى عامر آن بود كه در حين جنگ بميرد تا در شمار مجاهدان در راه خدا به حساب آيد . هر وقت كه به جنگ مىرفت كفنهاى خويش را با خود داشت . آنها را از نخى كه خود رشته بود برايش بافته بودند و هزينهء آن را از
هامش
( 51 ) .. 62 - 42 . p . III . T . anapsE ed lareneg airotsiH : etneufaL otsedoM( 52 ) .. 362 . p . II . V . tsiH ; 202 - 391 . p . I . loV : sehcrehceR : yzoDخاورشناس گونثالث بالانثيا آراى فريقين را در كتاب خود :anapsE al ed airotsiH 85 75 . p , ) . dE a 4 ( , anamlusuMخلاصه كرده است .
( 53 ) .. 12 . p . aypopE y airotsiH : ladiP . M . R