تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
رسيد يا آنجا كه گوتها تارومار شدند از پيشروى بايستد « 22 » ، و طارق به اين فرمانها كار نكرد . اين وجه اخير به‌نظر درست مىآيد ، زيرا موسى بن نصير همواره از اينكه مسلمانان را در اعماق سرزمينى ناشناخته به خطر اندازد برحذر بود . البته اين حذر و احتياط مانع آن نيست كه بگوييم بر طارق نيز رشك مىبرده است . درهرحال موسى بن نصير خود با ده هزار عرب و هشت هزار بربر با كشتيهايى كه مسلمانان خود براى اين منظور ساخته بودند از دريا گذشت و به اسپانيا درآمد و با آنكه مردى سالخورده بود ، به شوق فتوحات تازه قدم به خاك اسپانيا نهاد . موسى در ولايت جزيرة الخضراء فرود آمد و كنت يوليان به استقبالش شتافت . اين واقعه در ماه رمضان سال 93 ه / ژوئن سال 712 م اتفاق افتاد . موسى بن نصير حملهء خود را از استيلاء بر شذونه « 23 » آغاز كرد ، سپس به قرمونه رفت و قرمونه در آن ايام يكى از استوارترين بلاد اندلس بود . موسى ، به يارى يوليان و يارانش بر شهر غلبه يافت ، آنگاه راهى اشبيليه شد و اشبيليه از بزرگترين شهرهاى اندلس بود . موسى يك ماه شهر را در محاصره گرفت و بگشود ، آنگاه به مارده لشكر برد و چندى آن را در محاصره گرفت . در زير باروهاى شهر جماعت كثيرى از مسلمانان به دست جمعى از مسيحيان كه در جايى كمين گرفته بودند كشته شدند . مارده عاقبت در ماه رمضان يا شوال سال 94 ه تسليم شد و همهء اموال فراريان و كليساها را به خونبهاى مسلمانانى كه كشته شده بودند تسليم كردند . موسى بن نصير سپس رهسپار طليطله شد . در نزديكى طليطله با طارق كه به استقبال او آمده بود ديدار كرد ، ولى بر سردار خود خشم گرفت و در اهانت مبالغه كرد و فرمان داد بر او بند برنهند و به تهمت نافرمانى و عصيان در زندانى تاريك محبوسش دارند . بعضى
هامش
- ص 9 و ابن الاثير ، الكامل ، ج 4 / ص 215 . و ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / ص 117 . و حميدى در جذوة المقتبس ، مصر . ص 5 . و ابن حيان مورخ اندلس ، نفح الطيب ج 1 / ص 126 . ضبى ، بغية الملتمس ، ص 11 . ( 22 ) . البيان المغرب ، ج 2 / ص 15 و 18 . ( 23 ) .ainodeS anideM. ابن الاثير آن را مدينة السليم خوانده . الكامل ، ج 4 / ص 215 . ولى شذونه يا شدونه شايعتر است .