اندلس سازگار است . ولى اين روايت براى نخستين بار در قرن پنجم هجرى يعنى سيصد سال پس از فتح اندلس در كتابها آمده و هيچ روايت اسلامى ديگرى آن را تأييد نكرده است « 17 » .
پس از اين حملهء كوبنده بود كه لشكر گوت درهم شكست و پراكنده شد و وحشت بر قلوب گوتها غلبه يافت . پس به دژها و كوهها پناه گرفتند و مسلمانان آهنگ تپهها و دشتها كردند . خبر اين پيروزى در طنجه و سبته و بلاد مجاور از بر العدوه منتشر شد و سيل غازيان و جنگاوران از عرب و بربر از افريقيه به اندلس روان گرديد .
طارق لشكر خود را به سوى شمال برد . بقاياى لشكر گوت در استجه گرد آمده بود به اين اميد كه لشكر فاتح را به عقب براند . ازاينرو بار ديگر ميان دو لشكر جدال و آويز درگرفت و بار ديگر گوتها منهزم شدند . جنگاوران مسلمان يك يك دژها و شهرها را مىگشودند و پيش مىتاختند .
يوليان و يارانش در كنار مسلمانان بودند و آنان را چنان كه گفتيم راهنمايى مىكردند . در استجه نقشهاى براى حملات بعدى طرح شد . مقرر شد كه طارق خود به طليطله ، پايتخت مملكت گوت حمله برد . طارق مغيث رومى از موالى وليد بن عبد الملك را با هفت هزار سوار به قرطبه فرستاد . مغيث به باروهاى استوار شهر حمله كرد و بىهيچ رنجى به شهر درآمد . طارق لشكرهايى به غرناطه و البيره و مالقه فرستاد . مالقه فتح شد و ساكنانش به كوهها گريختند . سپس لشكر فاتح مالقه به لشكرهايى كه عزم البيره و غرناطه داشتند پيوست و غرناطه به محاصره درآمد و پس از اندك مجاهدتى گشوده شد . آنگاه البيره را فتح كردند . يهوديان در اين جنگها همواره مسلمانان را يارى مىكردند . مسلمانان هر شهرى را كه مىگرفتند براى نگهدارى آن پادگانى در آنجا مىنهادند تا از آن نگهبانى كند . مسلمانان آنگاه به سوى مشرق راندند و آهنگ مرسيه نمودند . مرسيه در آن زمان به نام امير آن تيودمير يا تدمير خوانده مىشد . پايتخت آن ، شهر اوريوله بود . تيودمير كه سربازى بزرگ و بااراده و دلير
هامش
( 17 ) . از فاتحانى كه كشتيهاى خود را آتش زده تا لشكريان او خيال بازگشت يا فرار از سر به در كنند يكى هرناندو كورتس كاشف اسپانيايى و فاتح مكزيك است . كه در سال 1519 م به سواحل مكزيك رسيد . او نيز فرمان داد كشتيهايى را كه لشكريان او را از اسپانيا به سواحل مكزيك برده بودند آتش زنند . از آنجا كه اين فاتح ، اسپانيايى است بعيد نيست كه داستانى را كه به طارق نسبت مىدهند شنيده باشد و از او تقليد كرده است .