تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
بود ، براى رويارويى با مسلمانان به آوردگاه آمد . چون نبرد درگرفت بيشتر مردانش كشته شدند و خود به اوريوله بازگشت و در آنجا موضع گرفت . چنان كه از روايات برمىآيد ، او بر زنان جامهء جنگ مردان پوشيده و آنان را بر باروها بداشت تا چنان نمايد كه شمار سپاهيانش بسيار است . تيودمير توانست به نيروى ثبات و جلادت خويش با مسلمانان پيمان صلح بندد ، پيمانى نيكو و در سايهء آن مردم شهر خود را از پرداختن جزيه و دادن برده معاف دارد « 18 » . طارق با باقى لشكر خود به سوى طليطله پيش مىرفت و ارتفاعات اندلس « 19 » و جبال سيرا مورنا ( جبل الشارات ) را كه ميان اندلس و قشتاله فاصله است به راهنمايى يوليان و يارانش مىنورديد . گوتها اموال و آثار قديسين خود را برداشته به سوى شمال مىگريختند و جز يهوديان و معدودى از مسيحيان كس
هامش
( 18 ) . ابن الاثير ، الكامل ، ج 4 / ص 215 . ابن عذارى ، البيان الغرب ، ج 2 / ص 13 . در آينده به نص اين معاهد ، اشاره خواهيم كرد . ( 19 ) . مورخين و جغرافيانويسان عرب كلمهء اندلس را به شبه جزيرهء ايبريا كه شامل اسپانيا و پرتغال است اطلاق مىكنند ( معجم البلدان ذيل عنوان اندلس . الروض المعطار ، ص 1 ) . در روايات عربى ، اندلس به اسپانياى مسلمان اطلاق مىشود ، يعنى سرزمينهايى كه پس از فتح به دست مسلمانان افتاد غير از جليقيه و ولايات جبال پيرنه . در اعصار متأخر و در جغرافياهاى جديد اندلس اطلاق مىشود به اسپانياى جنوبى ميان نهر وادى الكبير و دريا ، و ميان ولايت مرسيه و اشبيليه . اندلسaiculadnAدر تقسيمات ادارى جديد اين ناحيه را دربردارد . در باب مآخذ اين نام در آثار مورخان عرب اقوال گوناگون آمده است : بعضى گويند آنجا را به نام اولين ساكنان آن در اعصار كهن كه قومى از عجمان بودند و اندلوش نام داشتند ناميده‌اند . نفح الطيب ، ج 1 / ص 67 . ابن الاثير مىگويد نصارا اندلس را اشبانه مىگويند به نام اشبان يكى از ملوك آن و بطلميوس نيز آنجا را بدين نام خوانده است . ج 4 / ص 212 . سخن ابن خلدون دقيق‌تر است كه مىگويد اندلس از فندلس مىآيد . مسلم است كه مراد او از فندلس فندال يا واندال است . العبر ، ج 2 / ص 235 در فصل گوتها . اما سخن البكرى از همه دقيقتر است . او در جغرافياى تاريخى خود در وصف جزيرهء اندلس گويد : نام پيشين او اباريهairabiاست از وادى ابره . سپس باطقهaciteaBناميده شد از وادى بيطى كه رود قرطبه است . سپس اشبانيه ناميده شد به نام مردى به نام اشبان كه در قديم آنجا را تصرف كرده بود . و بعضى گويند اشبان قومى بودند كه در آنجا سكونت داشتند در طول نهر و همان حوالى . بعضى گويند نام اصلى آن اشباريهairepsiHاز اشبرش و آن ستاره‌اى است معروف به ستارهء سرخ . سپس اندلس ناميده شد به نام اندليش قومى كه در آنجا سكونت داشتند . مراد از اندليش واندالsladnaVاست . دانويلellivnaDنيز چنين تعليلى دارد آنجا كه مىگويد : اندلس از واندالوسياaisuladnaVيعنى بلاد واندالها گرفته شده . ( گيبون آن را از كتاب ممالك اروپا در حاشيهء فصل 51 نقل كرده ) . اين چيزى است كه الغزيرى نيز در معجم مخطوطات الاسكوريال نقل كرده است .. 732 . p . II sisnelairucsE anapsiH - ocibarA acehtoilbiB