طال الشقاء عليهم و تبرموا * بالجيش فى الذل المقيم المقعد
فتحالفوا لمحنث و تجمعوا * لمفرق و تألفوا لمبددد
در بهار سال 392 ه / 1002 م المنصور بن ابى عامر براى نبرد بار ديگر بسيج كرد . سرزمين قشتاله را به سوى شمال درنورديد . در راه به شهر قناليش واقع در جنوب ناجره رسيد . سپس به مغرب گراييد و به سوى برغش راند و در آن منطقه دست به كشتار و تاراج زد « 49 » . در روايات اسلامى در باب اين غزوه شرح بيشترى نيامده است و مخصوصا از اينكه اين نبرد ميان مسلمانان و مسيحيان در كدام موضع واقع شده سخنى نرفته است ، ولى در پارهاى از روايات قديم مسيحى اسپانيايى مكان نبرد معين شده .
از اين قرار كه نيروهاى متحدهء مسيحى مركب از سپاهيان برمودو پادشاه ليون و گارسيا فرناندز كنت قشتاله و گارسيا سانشز پادشاه ناوار در خارج شهر كوچكى به نام قلعة النسور « 50 » كه در مغرب سريه واقع شده با المنصور محمد بن ابى عامر مصاف دادند .
در اين نبرد مسلمانان منهزم گرديدند و چند هزار تن از ايشان كشته شدند . المنصور شب هنگام لشكر خود از معركه بيرون كشيد و بگريخت . پس از اندكى از شدت غم و اندوه يا زخمهايى كه خورده بود هلاك شد .
در پايان مقال خلاصهاى از روايات مسيحى را در شرح اين وقايع مىآوريم و از آن جمله سخن لافونته را . لازم به تذكر است كه آغاز اين حوادث به سال 1001 م بازمىگردد . در اين هنگام پادشاه ليون الفونسوى پنجم پسر برمودوى دوم هنوز خردسال بود و تحت كفالت منندو گونثالث كنت جليقيه و زنش دونيا مايور مىزيست و بر قشتاله كنت سانچو گارسيس پسر گارسى فرناندز حكم مىراند و بر ناوار سانچو گارسيس بزرگ .
لافونته مىگويد : در اين سال يعنى سال 1001 م در قلب اسپانياى مسلمان نشانههايى از بسيجى عظيم آشكار شد . واليان شنترين و بطليوس و مارده قواى خود را در يك جا گرد آوردند . خلق زيادى نيز از بربرها به اندلس آمدند . اينان همان مددى
هامش
( 49 ) . ابن الخطيب ، الاحاطة فى اخبار غرناطه ، ( طبعة القاهرة القديمه ) ، ج 2 / ص 72 .
( 50 ) . به اسپانيايىrozanatalaC .