تن افزون شد .
المنصور پيشروى خود را به داخل اراضى قشتاله ادامه داد و هرچه بر سر راهش مىآمد خراب مىكرد تا به پايتخت آن بورگس ( برغش ) رسيد . در روز عيد فطر برابر چهارم سپتامبر به شهر درآمد . و همچنان تا سرقسطه پيش تاخت . از آنجا عازم نبرد سرزمينهاى ناوار شد و تا بنبلونه برفت . در تمام راه هيچ يك از زعماى مسيحى جرئت نيافت كه راه بر او بگيرد . سپس به قرطبه بازگرديد . مدت اين سفر جنگى صد و نه روز بود . چون به قرطبه بازگشت بيانيهاى نوشت كه در ميان لشكر خوانده شود .
در اين بيانيه سپاهيان و سردارانى را كه واپس نشسته بودند سرزنش كرد و گفت كه اگر به سبب دليرى جماعت اندكى از ايشان پيروز نشده بود همگى را از مقامشان عزل مىكرد « 48 » .
اين نبرد و وضع خاصى كه براى ابن ابى عامر پديد آمد يكى از بزرگترين وقايع اندلس است . پيروزى در جربره از پيروزى در هر نبرد ديگر اهميت بيشترى كسب كرده است . صاعد شاعر او در تهنيت اين نبرد گويد :
جددت شكرى للهوى المتجدد * و عهدت عندك منه ما لم يعهد
اليوم عاش الدين و ابتدأ الهدى * غضا و عاد الملك عذب المورد
و وقفت فى ثانى حنين وقفة * فرأيت صنع اللّه يؤخذ باليد
من فاته بدر و ادرك عمره * جربير فهو فى الرحيل الاسعد
حملت ميامنهم عليك نشيجة * كالسيل يحطم جلمدا عن جلمد
ما ناجزوك و فى الجوانح موضع * لتصبر و مكانة لتجلد
هامش
( 48 ) . براى تفصيل بيشتر رجوع كنيد به : ابن الخطيب ، اعمال الاعلام ، ص 69 - 72 .