لبيض اياديك فى الصالحا * ت تمسك وجه الضحى بالضياء
فتلك مآثرها فى التقى * و بذل اللهى ما بها من خفاء
جزاك باعمالك الزاكيا * ت خير المجازين خير الجزاء
و لقيت من ضنك ذاك الضريح * نسيم النعيم و طيب الثواء « 39 »
اكنون ببينيم كار زيرى بن عطيه در تطاولش بر ابن ابى عامر به كجا كشيده شد .
ابن ابى عامر فرمان داد كه حقوق وزارت او قطع شود و نامش را از ديوان حذف كنند و او را عاصى و خارجى به حساب آورند . زيرى نيز نام ابن ابى عامر را از خطبه بيفگند و عمال او را كه در مغرب بودند براند و رسما اعلان انقلاب و عصيان نمود . ابن ابى عامر لشكرى به سردارى غلام خود واضح به جنگش فرستاد و او را با ذخاير و اموال يارى داد . واضح با سپاه خود از دريا گذشت و به طنجه درآمد . در آنجا جماعت كثيرى از بربرهاى غماره و صنهاجه به دو پيوستند و در نبرد با زيرى بن عطيه با او همپيمان شدند . زيرى با سپاه خود به دفاع بيرون آمد و دو گروه در وادى زارات در جنوب طنجه با يكديگر روياروى شدند و ميانشان نبردى شديد درگرفت . اين نبرد سه ماه طول كشيد و به هزيمت واضح و پراكنده شدن لشكريان او انجاميد . واضح با بقاياى لشكرش به طنجه گريخت و به المنصورنامه نوشت و از او مدد خواست .
المنصور از قرطبه به جزيرة الخضراء آمد و لشكرها از اطراف بيامدند . سپس پسر خود عبد الملك را با قسمت اعظم سپاهيان اندلس به آن سوى آب فرستاد و تأكيد كرد كه در نبرد زيرى بن عطيه نيك پايدارى كند و به حيات او خاتمه دهد . عبد الملك با سپاه خود از دريا گذشت و در سبته فرود آمد . چون خبر به زيرى رسيد بسيج نيرو كرد و به همهء بطون زناته كس فرستاد و از آنان يارى طلبيد . گروهگروه از اطراف به يارىاش شتافتند . زيرى با اين سپاه عظيم به جنگ عبد الملك رفت . عبد الملك از طنجه بيرون
هامش
( 39 ) . يتيمة الدهر ، ( قاهره 1947 ) ، ج 2 / ص 109 و 110 .